✍محمد رجا
آنچه امروز در افغانستان تحت حاکمیت گروهک فاشیستی طالبان جریان دارد، نه یک «بحران طبیعی» است و نه یک «پیامد ناگزیر». یک فاجعه برنامه ریزی شده ، که حاصل تصمیمهای عامدانه گروه قومی، بیعملی آگاهانه و حکمرانیای فشل یک قوم بدوی بی فرهنگ است که فقر و گرسنگی را به ابزار سلطه تبدیل کرده است. گزارش میدانی نیویورکتایمز پرده از گوشه ای از واقعیتی برمیدارد که جهان تعمدا ترجیح داده آن را نبیند: مردمی که نه در جنگ، بلکه در سکوت، از فقر و گرسنگی مدیریت شده میمیرند.
افغانستان تحت سلطه قوم پشتون تبدیل به یک باتلاق بی کاری، فقر و گرسنگی است؛ جایی که میلیونها انسان به تماشای فروپاشی تدریجی زندگیشان نشستهاند، بیآنکه صدایشان شنیده شود. گزارش تازه روزنامه “نیویورکتایمز” نشان میدهد که چگونه قطع ناگهانی کمکهای بینالمللی و سوءمدیریت ایدئولوژیک شدیدا قوم گرایانه و نژاد پرستانه رژیم طالبان، دستبهدست هم دادهاند تا تعمدا گرسنگی از یک وضعیت اضطراری به یک واقعیت دائمی تبدیل شود.
پس از خروج آمریکا و فروپاشی ساختار کمکهای خارجی، اقتصاد افغانستان عملاً خفه شد. اما آنچه این فروپاشی را به قحطی فراگیر بدل کرد، نقش مستقیم گروه بد سگال طالبان در مسدود کردن مسیر نجات بود. کمکها نه بر اساس نیاز، بلکه بر اساس کنترل، اطاعت و ملاحظات شدیدا قومی، زبانی ، مذهبی وامنیتی توزیع میشوند. زنانی که ستون اصلی شبکههای امدادرسانی بودند، حذف شدند؛ نهادهای مستقل با باج خواهی و دخالت محدود شدند؛ و غذا، به امتیاز سیاسی بدل شد.
این را نمی توان گفت صرفاً «ناتوانی در حکومتداری» نیست؛ این مدیریت نظاممند گرسنگی دادن و سوق دادن به پرتگاه مرک است.
در ولایت های دور دست به دلیل بی کاری و خشک سالی های پی هم و رانده شدند نهادهای کمکرسان به دلیل باج خواهی میلیونها مادرانی هستند که وعدههای غذایی را حذف میکنند تا کودکانشان شاید یک روز دیگر زنده بمانند. کودکانی که بدنهایشان کوچکتر میشود، اما آمارشان بزرگتر. سالمندانی که بیصدا از گرسنگی میمیرند، چون هیچ نهادی باقی نمانده که مرگشان را ثبت کند. هیچ رسانه ای نمانده مرگ و فقر آنان گزارش کند ،اینها تلفات، بمب ، انفجار، سیل ، زلزله و بلایای طبیعی نیستند؛ قربانیان ضعف مدیریت سیاسی نیستند، گرسنگی دادن هدفمند می باشد
گزارش نیویورکتایمز بهروشنی نشان میدهد که طالبان نهتنها در پی یافتن راهحلی برای این بحران نیستند، بلکه با ایدئولوژی، قوم گرایانه و زنستیزانه حذف سیستماتیک نیمی از جامعه و مداخله در امدادرسانی، عملاً بحران را تشدید کردهاند. حکومتی که اجازه کار به زنان نمیدهد، اما انتظار دارد کودکان از گرسنگی نمیرند، در حال اداره کشور نیست؛ در حال تخریب و ویرانی آن کشور است.
باکمال تاسف جهان نظارهگر این جنایت عریان است. جامعه بینالمللی، میان اصول اخلاقی و محاسبات سیاسی گرفتار شده و نتیجه این تعلیق، مرگ تدریجی مردم عادی است. تحریمها، قطع کمکها و انزوای دیپلماتیک، طالبان را هدف نگرفتهاند؛ شکمهای خالی و گرامت انسانی بیش از هفتاد درصد مردم افغانستان را هدف گرفتهاند. این یک شکست اخلاقی برای جامعه جهانی نیست این جنایت عمدی از سوی جامعه جهانی است، جامعه جهانی در طی نزدیک به پنج از حاکمیت جور جنایت ماهانه به نام کمک به رفع گرسنگی مردم افغانستان میلیونها دالر ارسال کرده بی آنکه مردم سهمی اندکی از ان میلیونها دالر داشته باشد، بیش از نود درصد این کمک ها به حلق فراخ گروه تروریستی طالبان سرا زیر می شود، جامعه جهانی به وضوح می داند
اگر این مسیر همچنان ادامه یابد، افغانستان به یکی از سیاهترین نمونههای قحطیِ ، سازمان یافته گروه فاشستی طالبان در قرن بیستویکم تبدیل خواهد شد؛ قحطیای که نه به دلیل کمبود کمک ها و نه به دلیل کمبود غذا در جهان، بلکه به دلیل واریز کردن کمک به حلق یک گروه جنایت پیشه تمامیتخواه و قوم گرای طالبان، چشم پوشی و نبود اراده برای نجات مردم افغانستان از چنگ هیولایی بی فرهنگ بنام طالب رخ میدهد.
این گزارش یک هشدار نیست؛ یک کیفرخواست است. علیه رژیمی که گرسنگی را ابزار حکومت و ابزار انتقام از مردم افغانستان کرده، و علیه جهانی که با سکوت خود، در این مرگ بیصدا شریک شده است.
افغانستان امروز نمیمیرد چون کسی کمک نمیکند؛
میمیرد چون خیلیها تصمیم گرفتهاند کاری نکنند.
لینک گزارش؛ روزنامه نیویورکتایمز
https://www.nytimes.com/interactive/2026/01/22/world/asia/afghanistan-hunger-crisis.html
