بحث درباره وضعیت زنان در افغانستان از منظر عدالت اجتماعی بسیار حیاتی و ضروری است بهخصوص با توجه به روز جهانی عدالت اجتماعی در ۲۰ فِوریه نخست باید تعریف مشخصی از عدالت اجتماعی داشته باشیم عدالت اجتماعی به معنای برابری فرصتها حقوق برابر مشارکت یکسان در جامعه و عدم تبعیض بر اساس جنسیت نژاد طبقه مذهب یا هر تمایز دیگر است وضعیت زنان در افغانستان امروز بهطور جدی با این اصول در تضاد است زنان و دختران از ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر و حتی متوسطه در بسیاری مناطق محروم شدهاند بسیاری از زنان از حضور در بخشهای رسمی و دولتی محروماند یا شغلهایشان به شدت محدود شده است آزادیهای اجتماعی آنان شامل دسترسی به فضاهای عمومی سفر استفاده از خدمات اجتماعی و رسانهها با موانع جدی روبروست قوانین و رویهها به طور سیستماتیک از حق زنان برای عدالت یا حمایت قانونی کامل حمایت نمیکنند این وضعیت با همه معیارهای عدالت اجتماعی یعنی حقوق برابر کرامت انسانی مشارکت سیاسی و آزادیهای اساسی در تضاد کامل است
پیامدهای درازمدت این محدودیتها بسیار عمیق است ادامه این روند نابودی یک جامعه پویا را به همراه دارد امید به آینده کاهش مییابد جامعهای تاریک و قرون وسطایی شکل میگیرد افراطیت یعنی نیروی جان فدا که از سلاح هستی و عصری تکنالوژی خطرناکتر است کاهش سرمایه انسانی از دست رفتن فرصتهای رشد اقتصادی تحصیل و مشارکت زنان در اقتصاد که یکی از مهمترین عوامل رشد است با محدودیت روبرو میشود زنان و دختران افغانستان زیر حاکمیت طالبان به عنوان برده نگه داشته میشوند حاکمیت طالبان قانون بردهگی زنان را در افغانستان به رسمیت شناخته و جهان همچنان ساکت است تنها با شعارهای محکم به ظاهر واکنش نشان میدهد محرومیت از آموزش و کار به معنای از دست دادن نیمی از توان انسانی جامعه است
فقر ساختاری و اقتصادی هنگامی که زنان نتوانند کار کنند درآمد کسب کنند یا کارآفرینی کنند فقر خانوادگی و ملی عمیقتر میشود تضعیف سلامت جسمی و روانی محدودیتها باعث افزایش اضطراب افسردگی خشونت خانگی و بحرانهای روانی میشود سقوط در توسعه انسانی شاخصهای توسعه انسانی شامل آموزش سلامت و درآمد با تبعیض علیه زنان سقوط میکند و کشور را به قعر جدول توسعه سوق میدهد جنگ فرهنگی و اجتماعی نسلهای آینده ممکن است مردسالاری و تبعیض را نرمال ببینند که بازسازی عدالت اجتماعی را بسیار دشوار میکند
جامعه جهانی نمیتواند نسبت به حقوق بشر و عدالت اجتماعی بیتفاوت باشد به ویژه زمانی که این حقوق بهطور سیستماتیک نقض میشود مسئولیتهای کلیدی شامل فشار دیپلماتیک مؤثر کشورها و نهادهای جهانی باید با گفتگو تحریمهای هدفمند و مذاکرات طالبان را وادار به رعایت حداقل استانداردهای حقوق بشری کنند حمایت از سازمانهای مدنی و رسانهای کمک به نهادهای مستقل زنان رسانههای آزاد و سازمانهای غیر دولتی که در داخل افغانستان فعالیت میکنند امکان تحصیل و مهاجرت تحصیلی ارائه بورسیههای تحصیلی برنامههای آموزشی آنلاین و فرصتهای مهاجرت برای دختران و زنان حمایت روانی و اجتماعی ایجاد برنامههای مشاوره پناهگاهها خدمات بهداشتی و درمانی ویژه زنان آسیبدیده و تعقیب قضایی ناقضان حقوق بشر از طریق دادگاههای بینالمللی و سازوکارهای حقوق بشر برای مسئولان نقضکننده است
راهکارها برای رسیدن به عدالت اجتماعی واقعی برای زنان افغانستان شامل سرمایهگذاری در آموزش دیجیتال و از راه دور و پشتیبانی از پلتفرمهای آموزش آنلاین و ساخت محتوای آموزشی قابل دسترس برای دختران در همه سنین تقویت جامعه مدنی ایجاد شبکههای پشتیبانی و حمایت از سازمانهای زنان حقوقدانان و فعالان اجتماعی کمپینهای آگاهیرسانی از طریق سامانههای رسانهای فیلم هنر و ادبیات که صدای زنان را به جهان برساند ایجاد صندوقهای مالی برای کارآفرینی زنان شامل وامهای کوچک آموزش کسبوکار و شبکههای بازار برای تولیدات زنان آموزش عدالت جنسیتی برنامههای آموزشی برای مردان و سایر گروهها برای از بین بردن تبعیضهای فرهنگی و دیپلماسی چندجانبه کار گروهی با سازمان ملل اتحادیه اروپا کشورهای همسایه و فعالان حقوق بشر برای ایجاد فشار مثبت است
زنان افغانستان امروز نه فقط قربانی تبعیض بلکه محروم از حقوق بنیادین انسانی هستند این وضعیت با هر تعریف عدالت اجتماعی در تضاد است اگر جامعه جهانی و مردم افغانستان برای تغییر جدی اقدام نکنند پیامدها برای نسلهای آینده فاجعهبار خواهد بود
نویسنده “حلیمه پژواک “
