متن سربرگ خود را وارد کنید

انسانیت اگر، انتخابی شود،عدالت معنی ندارد

نویسنده‌ “محمد رجا”

جامعه‌ای را می‌توان از روی ساختمان‌هایش قضاوت کرد؛ اما حقیقت آن است که عظمت یک جامعه را نه دیوارهای بلند، بلکه زنان و مردان آگاهش می‌سازند. اگر قرار باشد میان آباد کردن منبر و مسجد و ساختن انسان انسان توانمند و آگاه یکی را برگزینیم، از همان لحظه مسیر آینده را گم کرده‌ایم. و راه را غلط می رویم

 

ما مسجد می‌سازیم، منبر می‌سازیم، جاده می‌کشیم و برای آبادانی شهر و روستا هزینه می‌کنیم. این‌ها همه ارزشمند است؛ اما پرسشی که کمتر از خود می‌پرسیم، این است که برای آبادانی ذهن فرزندانمان چه کرده‌ایم؟ برای کودکی که قرار است فردای این سرزمین را بسازد، چه سهمی کنار گذاشته‌ایم؟

 

چه زیباست روستایی که هم صدای اذان در آن شنیده شود و هم زنگ مکتب. جایی که کودکان، صبح را با آموختن آگاهی و دانایی علم و دانش آغاز کنند و مردم، دل‌هایشان را با ایمان آرام سازند. منبر و مسجد و مکتب رقیب یکدیگر نیستند؛ دو بال یک جامعه‌اند. یکی آرامش روان انسان را زنده نگه می‌دارد و دیگری اندیشه و خرد او را.

اما فاجعه از جایی آغاز می‌شود که برای یکی هرچه در توان داریم خرج می‌کنیم و دیگری را به حال خود رها می‌سازیم.

 

چگونه می‌توان از عدالت سخن گفت، وقتی برای آراستن یک ساختمان، به ان جایگاه مقدس می دهیم میلیون‌ها هزینه می‌شود، اما کودکان همان مردمان مسجد رو روی زمین سرد وبی فرش در صنف‌های فرسوده و بدون ابتدایی‌ترین امکانات درس می‌خوانند؟ چگونه می‌توان از انسانیت گفت، وقتی کودکی با هزار امید کتابش را در آغوش می‌گیرد، اما دری برای ورود به مکتب به روی او باز نیست؟ او در محیط اش کرامت انسانی ندارد و پدرش برای ذهن و فهم و درک اش به اندازه دانه ارزن اهمیت نمی دهد.

 

جامعه‌ای که میان عبادت و آموزش تنها عبادت را انتخاب کند چنین جامعه‌ای یک مشت موجودات بی شعور و خر مقدسان اند، . ایمان بدون آگاهی، آسیب‌پذیر است زیان و خسران فروان بر هستی ان جامعه می زند ، و دانش بدون فضیلت اخلاق نیز راه به جایی نمی‌برد. آنچه یک ملت را می‌سازد، پیوند این دو است؛ نه حذف یکی به سود دیگری.

 

مکتب فقط چند اتاق و چند نیمکت نیست. هر صنف، کارگاه ساختن آینده یک جامعه بر پایه‌ی خرد ، آگاهی و دانایی و رفاه جمعی است. پشت هر میز، کودکی نشسته که شاید فردا پزشکی شود و جان انسان‌ها را نجات دهد؛ معلمی که هزاران ذهن را روشن کند؛ مهندسی که پل‌های ویران را دوباره بنا کند؛ یا پژوهشگری که نام کشورش را در جهان سربلند سازد.

 

وقتی برای ساختن یک مکتب هزینه می‌کنیم، پول را صرف خشت و سمنت نمی‌کنیم؛ روی آینده سرمایه‌گذاری می‌کنیم. سود این سرمایه نه امروز، بلکه سال‌ها بعد به همه جامعه بازمی‌گردد.

 

تاریخ یک حقیقت را بارها ثابت کرده است: ملت‌هایی که آموزش را نادیده گرفته‌اند، به ذلت و زبونی و فقر و درماندگی دائیمی مبتلا می باشد، نمونه واضح و مبرهن ان افغانستان است ، ناچار شده‌اند آینده خود را به دست دیگران بسپارند. کشوری که کتاب را از دست کودکانش بگیرد، دیر یا زود اختیار سرنوشتش را نیز از دست خواهد داد.

 

علم تنها راه یافتن شغل نیست؛ علم به انسان قدرت اندیشیدن می‌دهد. قدرت پرسیدن، نقد کردن، انتخاب کردن و ساختن. می‌دهد جامعه‌ای که شهروندانش فکر کنند، کمتر فریب می‌خورند، کمتر گرفتار تعصب جهل و نادانی می‌شوند و بهتر می‌توانند از حق و کرامت خود دفاع کنند.

 

اگر برای منبر بهترین فرش را انتخاب می‌کنیم، برای مکتب نیز بهترین کتاب را فراهم کنیم. اگر برای ساختن یک بنا از مرغوب‌ترین مصالح استفاده می‌کنیم، برای آموزش کودکان نیز از هیچ تلاشی دریغ نکنیم. عدالت زمانی معنا پیدا می‌کند که فرصت آموختن، همان‌قدر مقدس شمرده شود که هر کار خیر دیگری. دانش و دانایی مقدس است، هیچ مقدسی به پای فضیلت و دانایی نمی رسد.

 

ساختمان‌ها روزی فرسوده می‌شوند. دیوارها ترک برمی‌دارند و سقف‌ها فرو می‌ریزند. اما دانشی که در ذهن یک کودک جای می‌گیرد، از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و حتی پس از فرو ریختن همه دیوارها نیز باقی می‌ماند.

 

گاهی یک کتاب، سرنوشت یک کودک را تغییر می‌دهد. گاهی یک معلم، آینده یک نسل را. و گاهی ساختن تنها یک مکتب، مسیر زندگی یک روستا را برای همیشه دگرگون می‌کند.

 

فرزندان ما میراث‌داران فردای این سرزمین‌اند. آنان حق دارند بیاموزند، رؤیا داشته باشند و فرصت شکوفا شدن پیدا کنند. هیچ کودکی نباید تنها به دلیل فقر، بی‌توجهی یا اولویت‌های نادرست، از حق آموزش محروم شود.

 

منبر مسجد را آباد کنیم به قدر رفع نیازاولیه نه پیمانه ای ؛ که مسجد آباد، مکتب خراب باشد چنین جامعه‌ای داد می زند مبتلا به جهل مقدس است در سیاهی و تاریکی جاهلانه اسیرند که بیگانه با خدا و معنویت هستند.

مکتب را نیز آباد کنیم؛ زیرا جامعه بدون آگاهی دوام نمی‌آورد.

 

چراغ ایمان را روشن نگه داریم، اما نگذاریم چراغ دانش خاموش شود.

زیرا سرنوشت ملت‌ها نه در میان دیوارهای بلند و مسجد های اباد ومفشن ، بلکه در میان کتاب‌هایی نوشته می‌شود که در دستان کودکان قرار می‌گیرد. اگر امروز برای آموزش آنان سرمایه‌گذاری نکنیم، فردا هیچ ساختمان باشکوهی قادر نخواهد بود ویرانی آینده یک ملت را جبران کند.

 

این دو قطعه عکس از قریه داله ی ولسوالی/شهرستان میرامور ولایت /استان دایکندی می باشد، که این روزها در صفحات اجتماعی جنجال فروان به پا کرده است. بسیاری از اهل نظر و قلم ،مردم این قریه بخاطر بی توجهی مکتب شان و توجه افراط گرایانه به مسجد محل شدیدا سر زنش کرده اند …

لینک کوتاه خبر:

https://csjao-b-afg.org/?p=10672

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

پیشنهادی: