افغانستان در شرایطی قرار دارد که حقوق زنان، بهویژه دختران، به طور فزایندهای تحت تهدید و سرکوب قرار گرفته است. در این کشور که امروز به یک جغرافیای تاریک و خفقانی تبدیل شده، صدای زنان پیش از آنکه به گوش برسد، خفه میشود. هیچ قانونی از این گروه آسیبپذیر حمایت نمیکند و هیچ نهادی برای آنان پناه نمیشود. ساختار حاکم با سیاستهای زنستیزانه و فضای خالی از عدالت، زمینهساز خشونت، تبعیض و مجازاتهای بیمحاکمه علیه زنان شده است.
در چنین فضایی، زمانی که خود نظام حاکم به ابزار فشار و سرکوب زنان بدل میشود، راه برای انواع خشونتهای فیزیکی و روانی هموار میشود. از ازدواجهای اجباری و خشونتهای خانگی گرفته تا قتلهای مرموز و پنهانکاری سیستماتیک، در تمامی این موارد، زنان در معرض خطر و آسیب قرار دارند. مردانی که از مصونیتهای غیرقانونی و ساختگی برخوردارند، خود را مالک زندگی و مرگ زنان میدانند.
در این میان، مرگ فرخندهٔ ۱۷ ساله، دختر نوجوانی که بهتازگی در اثر ازدواج اجباری به همسری حماد، پسر حاجی احسانالله ملقب به حاجی ملنگ درآمده بود، بار دیگر واقعیت تلخ وضعیت زنان در افغانستان را نمایان کرد. روز ۱۵ نوامبر ۲۰۲۵، جسد بیجان این دختر در خانهٔ خانوادهٔ شوهرش در گلبهار سنتر پیدا شد. بهنظر میرسد که این مرگ ناشی از فشار و تهدیدهایی باشد که دختر در طول مدت کوتاهی که تحت کنترل شوهر و خانوادهاش قرار داشت، با آن روبهرو بوده است.
طبق گزارشهای منابع نزدیک به خانوادهٔ فرخنده، تلاشهای متعدد برای انتقال جسد به پزشکی قانونی با مقاومت شدید خانوادهٔ شوهرش، بهویژه حاجی احسانالله، روبهرو شده است. حاجی احسانالله که از نفوذ و قدرت زیادی در منطقه برخوردار است، حتی توانسته فشارهایی را به خانوادهٔ فرخنده وارد کند تا آنها از هرگونه افشای جزئیات مرگ دخترشان جلوگیری کنند. برادر فرخنده، که در شرکت استخراج معدن طلای حاجی احسانالله مشغول به کار است، تحت فشار مجبور به سکوت شده است.
این حادثه تنها یک مرگ نیست، بلکه نشانهای از سقوط سیستم قضائی و قانونی کشور است. وقتی که قدرت در دست افرادی مانند حاجی احسانالله قرار میگیرد، تبدیل به ابزاری برای خاموش کردن صدای حقیقت و عدالت میشود. در چنین شرایطی، زنان افغانستان در میان حلقهای از خشونت، ترس و بیقانونی گرفتار میشوند که هیچکس برای حفاظت از آنان اقدامی نمیکند.
فرخنده یکی از هزاران زن و دختر افغانستان است که قربانی سیاستهای زنستیزانه و فساد سیستماتیک در کشور شده است. در یک جامعهای که عدالت کور است و قدرت در دست مفسدان قرار دارد، هیچگاه نباید امیدی به تحقق حقوق بشر و حقوق زنان وجود داشته باشد.
مرگ فرخنده نه تنها یک فاجعه فردی است، بلکه باید بهعنوان یک بحران گستردهتر در نظر گرفته شود که میلیونها زن و دختر افغانستان را تحت تاثیر قرار داده است. در حالی که رسانهها و گروههای حقوق بشری نسبت به این حادثه واکنش نشان دادهاند، اما هنوز هم بسیاری از نهادهای بینالمللی در برابر آنچه در افغانستان رخ میدهد، بهویژه در رابطه با حقوق زنان، بیتفاوت به نظر میرسند.
این حادثه به وضوح نشان میدهد که وقتی سیستم قضائی و نظارتی در یک کشور ناتوان از انجام وظیفه خود میشود، در حقیقت درب را به روی اعمال خشونت و تبعیض میگشاید. اعتراضات و کمپینهای جهانی همچون #عدالت_برای_زنان_افغانستان و #صدای_خاموش_نه، اگرچه بسیار مهم و حیاتی هستند، اما در نبود اقدامات عملی و فشارهای مؤثر بینالمللی، تغییرات واقعی در وضعیت زنان افغانستان غیرممکن به نظر میرسد.


۲ نظر
زنان افغانستان همیشه قربانی جهل بوده اند.
ظلم و خشونت در برابر زنان در افغانستان پایانی ندارد خداوند همه مارا از این ظلم نجات بدهد .چون زنی که بخواهد صدای آزادی و حق انتخاب برای کار زنده گی خود بالا کند توسط نامرد های زمان متاسفانه سرکوب میشود.