گزارش “ح.س.ر”
روابط افغانستان و پاکستان زمانی با همکاری امنیتی و سیاسی، بهویژه در پرونده طالبان، تعریف میشد، اما پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، انتظار پاکستان برای شکلگیری رابطهای باثبات برآورده نشد. اختلاف اصلی، مسئله تحریک طالبان پاکستان (TTP) است؛ اسلامآباد طالبان افغانستان را متهم میکند که به اعضای این گروه اجازه فعالیت در خاک افغانستان میدهد، اما حکومت طالبان این اتهام را رد میکند و میگوید حملات داخل پاکستان به افغانستان مربوط نیست. رویترز نیز همین اختلاف را یکی از محورهای اصلی فروپاشی روابط دو طرف خوانده است.
در تازهترین تحول، پاکستان در اول اکتبر ۲۰۲۶ مناطقی در ولایتهای کنر و هلمند افغانستان را هدف حملات هوایی قرار داد. اسلامآباد میگوید این حملات بر اساس اطلاعات استخباراتی و علیه مواضع گروههای مسلح انجام شده و ۲۲ نفر کشته شدهاند. در مقابل، مقامهای طالبان میگویند حملات به مناطق مسکونی اصابت کرده و ۹ غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان، کشته و ۱۱ نفر دیگر زخمی شدهاند. گزارشهای دو طرف متفاوت است و همه این ادعاها بهطور مستقل قابل تأیید نیستند.
پاکستان میگوید حملات نظامیاش پاسخی به حملات مسلحانه و پهپادی علیه نیروهای امنیتی و شهروندان این کشور است. برای نمونه، در ۲۶ سپتامبر یک حمله انتحاری در منطقه دره اسماعیلخان در خیبرپختونخوا دستکم ۱۲ کشته و حدود ۳۵ زخمی بر جای گذاشت و TTP مسئولیت آن را پذیرفت. از دید اسلامآباد، اگر کابل نتواند یا نخواهد فعالیت گروههای مسلح ضدپاکستان را متوقف کند، فشار نظامی آنسوی مرز میتواند ابزار بازدارندگی باشد؛ اما همین رویکرد میتواند بحران را به درگیری گستردهتر تبدیل کند. کابل نیز ضمن رد اتهام پناهدادن به TTP، حملات پاکستان را نقض حاکمیت افغانستان میداند و در مواردی پاکستان را به حمایت از گروههای مسلح مخالف طالبان متهم کرده است؛ ادعایی که پاکستان رد میکند. نتیجه این است که هر دو طرف اکنون دیگری را تهدید امنیتی میدانند و اختلاف امنیتی به بحران اعتماد سیاسی تبدیل شده است.
یکی از نگرانکنندهترین ابعاد این درگیری، افزایش تلفات غیرنظامیان است. دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در مارس ۲۰۲۶ اعلام کرد که تنها از اواخر ۲۶ فوریه تا ۵ مارس، در نتیجه درگیریهای مرزی و حملات هوایی پاکستان، ۱۸۵ غیرنظامی در افغانستان کشته یا زخمی شدهاند؛ ۵۶ نفر کشته و ۱۲۹ نفر زخمی. یوناما همچنین گفت ۵۵ درصد قربانیان ثبتشده در این دوره زنان و کودکان بودهاند. این آمار نشان میدهد بحران کابل و اسلامآباد دیگر فقط یک مناقشه میان نیروهای امنیتی نیست و پیامدهای آن مستقیم به خانوادههای غیرنظامی، مناطق مرزی و زندگی روزمره مردم رسیده است.
ریشه دیگر این بحران، مسئله خط دیورند است؛ مرزی که پاکستان آن را بینالمللی میداند، اما حکومتهای مختلف افغانستان در دورههای گوناگون نسبت به آن موضع مناقشهآمیز داشتهاند. در سالهای اخیر، ساخت حصار مرزی، بستهشدن گذرگاهها و درگیری میان نیروهای دو طرف، اختلاف بر سر این مرز را دوباره به یکی از موضوعات اصلی روابط دو کشور تبدیل کرده است. بنابراین بحران کنونی فقط به TTP محدود نمیشود و مجموعهای از مسائل امنیتی، مرزی، سیاسی و تاریخی به هم گره خوردهاند.
ادامه حملات هوایی، حملات پهپادی و درگیریهای مرزی خطر گسترش بحران را افزایش میدهد. در ۲۴ سپتامبر، پاکستان اعلام کرد ۱۰ هدف را در افغانستان مورد حمله قرار داده است؛ کابل گفت این حملات چهار غیرنظامی را کشته است. چند روز بعد نیز دو طرف درباره درگیری مرزی و تلفات نیروهایشان روایتهای متفاوتی ارائه کردند. در چنین شرایطی، هر حمله میتواند زمینه حمله بعدی را فراهم کند: حمله در پاکستان، پاسخ پاکستان در افغانستان، واکنش طالبان، درگیری مرزی و سپس حمله جدید. اگر این چرخه شکسته نشود، اختلاف امنیتی میتواند به بحرانی طولانیمدت میان دو کشور تبدیل شود.
در شرایط کنونی، ادامه حملات نظامی ممکن است به افزایش تلفات غیرنظامیان، آوارگی، بستهشدن گذرگاههای مرزی و آسیب بیشتر به اقتصاد دو کشور منجر شود. گزارشهای اخیر از تلاش میانجیهایی از جمله چین، ترکیه، قطر و عربستان برای کاهش تنش حکایت دارد. حل مسئله TTP، ایجاد سازوکار مشخص برای جلوگیری از استفاده خاک افغانستان علیه پاکستان، تعیین قواعد روشن برای امنیت مرز و ایجاد کانال ارتباط مستقیم میان کابل و اسلامآباد، از موضوعاتی است که میتواند در مذاکرات آینده مطرح شود.
پاکستان و طالبان افغانستان امروز در نقطهای ایستادهاند که چند سال پیش تصور آن دشوار بود: دو طرفی که زمانی همکاری و منافع مشترک داشتند، اکنون یکدیگر را تهدید امنیتی میدانند. اما در این میان، مردم افغانستان و پاکستان بیش از همه در معرض پیامدهای این تقابل قرار دارند. حمله هوایی ممکن است یک هدف نظامی را از بین ببرد، اما اگر ریشههای اختلاف سیاسی و امنیتی حل نشود، احتمالاً بحران را پایان نمیدهد. تاریخ روابط افغانستان و پاکستان نشان داده است که همکاری بدون اعتماد پایدار نیست و دشمنی بدون راه گفتوگو نیز میتواند به چرخهای بیپایان از خشونت تبدیل شود. اکنون پرسش اصلی این نیست که «چه کسی حمله بعدی را انجام خواهد داد؟»؛ پرسش اساسی این است که آیا کابل و اسلامآباد پیش از آنکه این بحران به جنگی گستردهتر تبدیل شود، راهی برای بازگشت به میز مذاکره پیدا خواهند کرد؟
