متن سربرگ خود را وارد کنید

وقتی بازی‌های کودکانه جای خود را به جنگ و خشونت می‌دهند

گزارش “ح.س.ر”

کودکانی که باید در مکتب درس بخوانند، در کوچه‌ها بازی کنند و برای آینده خود رؤیا بسازند، در بسیاری از مناطق جنگ‌زده جهان با واقعیتی تلخ روبه‌رو هستند؛ واقعیتی که در آن، کودکی زیر سایه جنگ، خشونت، فقر و رقابت‌های قدرت‌طلبانه از آنان گرفته می‌شود.

افغانستان نیز از کشورهایی است که کودکان آن طی دهه‌های گذشته بهای سنگین جنگ و بی‌ثباتی را پرداخته‌اند. در این کشور، شماری از کودکان نه‌تنها از آموزش و امکانات ابتدایی زندگی محروم مانده‌اند، بلکه با خطر جذب در گروه‌های مسلح، بهره‌کشی، سوءاستفاده جنسی و انواع خشونت نیز روبه‌رو هستند.

استفاده از کودکان در درگیری‌های مسلحانه، یکی از جدی‌ترین موارد نقض حقوق کودک به شمار می‌رود. کودکانی که به‌جای حضور در صنف‌های درسی، در محیط‌های نظامی قرار می‌گیرند، ممکن است با آموزش‌های جنگی، خشونت و شرایطی مواجه شوند که سلامت جسمی و روانی آنان را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار دهد.

مسئله تنها استفاده مستقیم از کودکان در جنگ نیست. فقر، نبود فرصت‌های آموزشی، فروپاشی حمایت‌های اجتماعی و سوءاستفاده از آسیب‌پذیری خانواده‌ها نیز می‌تواند کودکان را در معرض جذب گروه‌های مسلح و شبکه‌های بهره‌کش قرار دهد.

در چنین شرایطی، کودک به‌جای آن‌که صاحب حق و برخوردار از حمایت باشد، به ابزاری برای پیشبرد اهداف دیگران تبدیل می‌شود؛ اهدافی که اغلب هیچ ارتباطی با خواست، اراده و آینده او ندارند.

پس از بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، نگرانی‌ها درباره وضعیت حقوق کودکان در افغانستان همچنان ادامه یافته است. محدودیت‌های آموزشی، مشکلات اقتصادی خانواده‌ها و کاهش فرصت‌های رشد و مشارکت اجتماعی، آینده شمار زیادی از کودکان را با ابهام روبه‌رو کرده است.

در کنار این مشکلات، گزارش‌های بین‌المللی در سال‌های گذشته درباره جذب کودکان توسط گروه‌های مسلح و ادامه برخی اشکال بهره‌کشی از آنان هشدار داده‌اند. در تازه ترین گزارش سال ۲۰۲۶ وزارت خارجه ایالات متحده درباره قاچاق انسان نیز به موضوعاتی از جمله استفاده از کودکان در منازعات مسلحانه و تداوم پدیده «بچه‌بازی» در افغانستان پرداخته است.

این مسائل را نمی‌توان صرفاً مشکلات فردی یا خانوادگی دانست؛ بلکه آن‌ها نشانه‌هایی از آسیب‌پذیری ساختارهای حمایتی و دشواری دسترسی کودکان به عدالت و حمایت مؤثر هستند.

زخم‌هایی که با پایان جنگ نیز باقی می‌مانند

پیامدهای استفاده ابزاری از کودکان به سال‌های جنگ محدود نمی‌شود. تجربه خشونت، محرومیت از آموزش، جدایی از خانواده و سوءاستفاده می‌تواند آثار طولانی‌مدتی بر سلامت روانی، روابط اجتماعی و فرصت‌های زندگی آنان برجای بگذارد.

کودکی که به‌جای یادگیری و رشد، در معرض خشونت قرار می‌گیرد، ممکن است فرصت ساختن آینده‌ای متفاوت را از دست بدهد. در همین حال، جامعه‌ای که کودکان آن از آموزش، امنیت و حمایت محروم می‌شوند، با خطر تداوم چرخه فقر، خشونت و بی‌ثباتی روبه‌رو خواهد بود.

به همین دلیل، حمایت از کودکان تنها یک مسئولیت اخلاقی نیست؛ بلکه بخشی اساسی از تلاش برای ایجاد جامعه‌ای امن و باثبات به شمار می‌رود.

بر اساس اصول حقوق بین‌الملل، کودکان باید در برابر جذب و استفاده غیرقانونی در درگیری‌های مسلحانه و سایر اشکال بهره‌کشی محافظت شوند. مسئولیت حفاظت از آنان بر دوش حکومت‌ها، گروه‌های مسلح، نهادهای حمایتی و جامعه جهانی قرار دارد.

ایجاد سازوکارهای مؤثر برای شناسایی و حمایت از کودکان آسیب‌دیده، دسترسی به آموزش، رسیدگی به موارد سوءاستفاده و پاسخ‌گو ساختن عاملان نقض حقوق کودک، از اقداماتی است که می‌تواند به کاهش این آسیب‌ها کمک کند.

در افغانستان، توجه به وضعیت کودکان باید فراتر از بیانیه‌های سیاسی و وعده‌های رسمی باشد. حمایت واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که کودکان بتوانند بدون ترس از خشونت، بهره‌کشی و محرومیت، به مکتب بروند، از خدمات اساسی برخوردار شوند و آینده خود را بسازند.

کودکان؛ قربانیانی که نباید فراموش شوند

قدرتی که با گرفتن فرصت کودکی از انسان‌های کم‌سن‌وسال به دست آید، نمی‌تواند آینده‌ای پایدار بسازد. هیچ هدف سیاسی، نظامی یا ایدئولوژیک نباید بهانه‌ای برای محروم کردن کودکان از امنیت، آموزش و زندگی شرافتمندانه باشد.

کودکان افغانستان به جنگ بیشتر نیاز ندارند؛ آنان به مکتب، امنیت، خانواده‌ای برخوردار از امکانات زندگی و فرصتی برای ساختن آینده نیاز دارند.

 

پرسش اساسی این است: اگر کودکان امروز قربانی رقابت‌های قدرت شوند، فردای افغانستان را چه کسانی و با چه آینده‌ای خواهند ساخت؟

لینک کوتاه خبر:

https://csjao-b-afg.org/?p=10769

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

پربحث ترین ها

پیشنهادی: