نویسنده: هادی میران
از روزی که در اختیار ملت شریف پشتون قرار گرفته است، نه خود این ملت عزیز خیر دیده است و نه دیگران را گذاشته است که نفس راحت کشیده و یک لقمه نان را با آرامشخاطر قورت دهند. پشتون و پشتونههای عزیز ما باید در کمال شهامت اسلامی و شجاعت انسانی اعتراف کنند که در طول دو نیم قرن حکمرانی بر افغانستان، برای خود و برای سایر مردم این سرزمین چیزی بیشتر از مرگ، مصیبت، فقر، و فاجعه خلق نکرده است. پشتون و پشتونه های شریف ما اگر واقعا رستگاری را دوست دارند به این واقعیت تلخ نیز باید اعتراف کنند که هم دشمن افغانسان است که با انحصار قدرت سیاسی و با نگاه غنیمتی به قدرت، امکان بالندگی و نهادسازی را در این کشور سلب کرده است و هم دشمن خود اند که مسیرهای هرنوع بالندگی فکری را در این جامعه مسدود کرده است.
از همین رو تاریخ افغانستان در واقع چیزی بیشتر از تاریخ منازعه درون قومی پشتونها نیست که اگر در جنگ خاندانی شکست خورده است با توسل به قدرت و امکانات بیرونی به قدرت برگشته اند. داستانهای شاه شجاع و محمود و فرزندش کامران و فرزندان فتحخان بارکزایی همین واقعیت را به نمایش میگذارند. حالا شما برای لحظاتی سرهای شریف و شریفه تان را در یخنهای مبارک و مبارکه تان چیقی کنید، و آنگاه فارغ از عصبیت قومی بیاندیشید جامعهای که در قرن بیست و یک میلادی تاپترین تولیدات مدنی اش کرزی و اشرف غنی و تولیدات مذهبی اش ملاعمر و ملا هبت الله باشد، و چیزی به نام دانش نقد در آن تولید نشده باشد، یک جامعه راکد است که پویندگی و بالندگی آن متوقف شده است. یک جامعه راکد به دور خود میچرخد و مصیبتهای تاریخی را تولید و بازتولید میکند.
از همین رو تا زمانیکه جامعه قومی پشتون دچار دگردیسی فکری نشود و عصبیت قومی در آن به عصبیت انسانی تبدیل نشود، چیزی به نام آرامش، آسایش و ثبات در افغانستان به تجربه عملی تبدیل نخواهد شد. حالا شما فکر نکنید که نگاه من نسبت به این ملت عزیر و ارجمند برخواسته از عصبیتقومی است. امنیت و آسایش یک امر ساختاری است که به توان تفکر و تعهد بشری ساخته میشود. به همین دلیل تا زمانیکه روشنگران جامعه قومی پشتون، به یک دگردیسی فکری در این جامعه نیاندیشند، و قراردادهای سنتی را برهم نزنند نه خود از این جهنم خودساخته بیرون خواهند شد و نه دیگران را خواهند گذاشت که راه خروجی از این جهنم را جستجو نمایند. تودههای مذهبی و مومن به سنتهای قومی پشتون، چنان عاشق و دلبسته شرافت خونی اند که دوست دارند در جهنم دستساخته کرزی و احمدزی و ملاعمر و ملا هبت الله یک عمر بسوزند تا اینکه برای ساعتی در بهشت دستساخته یک غیر پشتون نفس بکشند. راه خوشبختی برای مردم افغانستان به همان اندازه طولانی است که دگردیسی فکری در جامعه قومی پشتون.
