گزارش “زینب کوهستانی ”
اظهارات اخیر عایشه وهاب، سیاستمدار افغانستانی تبار آمریکایی و عضو جدید مجلس نمایندگان ایالات متحده، درباره لزوم تعامل با طالبان و توصیف جریانهای مخالف این گروه به عنوان «ناکام و گمراه» موجی از خشم و واکنشهای گسترده را در میان فعالان حقوق بشر، جامعه مدنی و شهروندان افغانستان برانگیخته است.
خانم وهاب در گفتوگو با رسانه «Democracy Now» با دفاع از سیاست تعامل واشنگتن با کابل گفت که ایالات متحده باید صرفنظر از اینکه چه گروهی در افغانستان قدرت را در دست دارد، روابط دیپلماتیک خود را حفظ کند. اما بخش جنجالبرانگیز و حاشیهساز سخنان او، حمله مستقیم به جبهه مخالفان طالبان بود؛ جایی که او این گروهها را «بهشدت ناکام و گمراه» خواند و متهم کرد که بهجای منافع ملی، در پی منافع شخصی خود هستند.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که تحت حاکمیت چند سال گذشته طالبان، افغانستان به تاریکترین دوران خود برای زنان و دختران بدل شده و آپارتاید جنسیتی به شکلی نظاممند تطبیق میشود.
منتقدان میگویند فرضیه عایشه وهاب بر یک مغالطه بزرگ و خطرناک استوار است که کلیتِ جامعه ناراضی و معترض افغانستان را با چند سیاستمدار و رهبر سنتی فراری یکسان میپندارد.
در میان میلیونها مخالف طالبان، تنها احزاب سیاسی مدعی قدرت در گذشته قرار ندارند؛ بلکه هسته اصلی این مخالفت را زنان معترض خیابانی، دختران محروم از آموزش، خبرنگاران تحت سانسور و اقلیتهای قومی و مذهبی معروض به حذف تشکیل میدهند که برای ابتداییترین حقوق انسانی خود مبارزه میکنند.
سامعه علمیار، خبرنگار و فعال حقوق زن، در واکنش به این سخنان عایشه وهاب میگوید: «بزرگترین خطای تحلیلی خانم وهاب این است که “مقاومت زیستی” یک ملت را با “مصلحتهای سیاسی” رهبران فراری اشتباه گرفته است. مخالفان واقعی طالبان، مهرههای سوخته در پایتختهای غربی نیستند؛ بلکه میلیونها زنی هستند که حق تنفس و انسانیت از آنها سلب شده است.
تقلیل دادنِ مبارزهی مشروع یک جامعه برای بقا به “گمراهی” سفیدشویی بیشرمانهی آپارتاید جنسیتی است. بسیار تکاندهنده است سیاستمداری که خود در سایه دموکراسی و آزادی در غرب به کرسی قدرت رسیده، از بهشتِ امن کانگرس آمریکا برای زنانی که زنده به گور میشوند، نسخهی سازش بپیچد.
گمراه واقعی کسی است که فکر میکند با دیپلماسی لبخند و باجدهی یکطرفه، میتوان یک ساختار تروریستی را به رعایت حقوق بشر متقاعد کرد؛ این موضعگیری، معاملهای غیراخلاقی با خون قربانیانی است که هر روز بهای این خوشخیالیهای کور را با جان خود میپردازند.
در همین راستا، نادیه امیری، فعال حقوق بشر، با نقد جدی به مشروعیت ادعاهای این سیاستمدار افغانآمریکایی میگوید: «در قدم اول ارزیابی من این است که عایشه وهاب چگونه میتواند از افغانستان و مردم آن سخن بگوید و ادعای نمایندگی از زنان افغانستان را داشته باشد، در حالی که سالها در این کشور حضور نداشته تا درد و رنج واقعی مردم، بهویژه زنان را لمس کند؟
آگاهی نداشتن از واقعیتهای داخلی و صرفاً افغانتبار بودن، به تنهایی مجوز نمایندگی از زنان افغانستان نیست. حمایت و تلاش برای برقراری روابط رسمی با طالبان در شرایط کنونی، به معنای عادیسازی سرکوب، ظلم و اعطای مشروعیت سیاسی به رژیمی است که زنان را به صورت سیستماتیک از جامعه حذف کرده است.
با گذشت ۵ سال، اکنون برای همگان ثابت شده که طالبان شریک صلح نیستند، بلکه تنها عامل سرکوب و اعمال سیاستهای سختگیرانهاند.
عایشه وهاب در دفاع از ایده خود مدعی است که تعامل دیپلماتیک میتواند ابزاری برای فشار بر طالبان جهت رعایت حقوق بشر و آزادیهای مدنی باشد، اما کارنامه سالهای اخیر نشان داده است که این گروه با وجود دریافت کمکهای بشردوستانه و تعاملات پشت پرده، نهتنها هیچ انعطافی نشان نداده، بلکه روزبهروز قوانین سختگیرانهتری را بر جامعه تحمیل کرده است.
منتقدان از عایشه وهاب و همفکران او در بدنه قدرت آمریکا میپرسند تعاملی که در آن هیچ اهرم فشار واقعی وجود ندارد و باجدهی یکطرفه به حساب میآید، چگونه میتواند ساختار ایدئولوژیک و آشتیناپذیر طالبان را تغییر دهد.
واکنشهای تند به سخنان این نماینده افغانتبار کانگرس نشان میدهد که بحث آینده افغانستان دیگر مابین سیاستمداران سنتی و طالبان نیست، بلکه امروز مسئله اصلی، شنیده شدن صدای واقعی مردمی است که هویت و حقوق اساسیشان در پای معاملات دیپلماتیک قربانی میشود و قرار دادن میلیونها انسان معترض در کلاسی به نام گمراهان، تنها به سفیدنمایی گروه حاکم و خفه کردن صدای قربانیان کمک خواهد کرد.
