گزارش “حسین رحیمی “
محدودیت علیه زنان در افغانستان از اقدامات پراکنده فراتر رفته و به یک نظام منسجم برای حذف زنان از عرصههای آموزشی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تبدیل شده است. گزارش اخیر سازمان زنان ملل متحد، این وضعیت را یکی از شدیدترین بحرانهای حقوق زنان در جهان میداند.
صدور بیش از ۱۰۰ فرمان محدودکننده، حقوق زنان را بهصورت ساختاری تضعیف کرده است. محدودیت در رفتوآمد، آموزش، کار و دسترسی به عدالت، زنان را از شهروندانی دارای حقوق برابر به افرادی وابسته به سرپرست مرد تبدیل کرده است.
کاهش مشارکت زنان در بازار کار، علاوه بر محرومکردن خانوادهها از درآمد، به اقتصاد ملی نیز آسیب زده است. حذف زنان از آموزش، خدمات صحی و فعالیتهای حرفهای، ظرفیت تولیدی افغانستان را کاهش داده و وابستگی به کمکهای خارجی را بیشتر کرده است.
محدودیت در خروج از خانه و حضور در اماکن عمومی، انزوای زنان را افزایش داده است. این انزوا با افزایش اضطراب، افسردگی و احساس بیآیندگی همراه است. محرومیت دختران از آموزش نیز خطر ایجاد یک نسل بدون فرصتهای برابر را به وجود آورده است.
محرومیت مادران از آموزش، کار و تصمیمگیری، مستقیماً بر کودکان و خانوادهها اثر میگذارد. افزایش فقر، ازدواجهای زودهنگام، کاهش دسترسی به خدمات صحی و تضعیف استقلال اقتصادی، از پیامدهای محتمل ادامه این سیاستهاست.
وضعیت زنان در افغانستان تنها یک مسئله اجتماعی نیست؛ بلکه بحران عمیق حقوق بشری، اقتصادی و توسعهای است.
زینب کوهستانی خبرنگار آزاد،فعال حقوق بشر وفعال آموزش میگوید،ادامه محدودیتها علیه زنان میتواند پیامدهای جدی اقتصادی و اجتماعی برای خانوادههای افغانستان داشته باشد. وقتی زنان از تحصیل و کار محروم باشند، بخشی از نیروی انسانی و درآمد بالقوه خانوادهها از بین میرود و وابستگی اقتصادی بیشتر میشود. همچنین محرومیت زنان از آموزش و خدمات صحی میتواند بر آینده کودکان و رفاه خانوادهها تأثیر منفی بگذارد.
وی معتقد است:
جامعه جهانی باید حمایت از حقوق زنان افغانستان را در اولویت قرار دهد. این حمایت میتواند شامل فشار دیپلماتیک برای لغو محدودیتهای آموزشی و کاری، حمایت مالی مستقیم از سازمانهای زنان، فراهمکردن دسترسی زنان به آموزش و خدمات صحی، مستندسازی موارد نقض حقوق بشر و پاسخگو قراردادن عاملان نقض حقوق زنان باشد. همچنین لازم است صدای خود زنان افغانستان در تصمیمگیریهای مربوط به آینده کشور شنیده شود.
بانو(ف.ز.د)یکتن از خبرنگاران میگوید: این سیاست نظام است برای حذف زنان به شکل اتوماتیک.زنان را بنا بر هر محدودیت وبا هر بهانه ای که شده از اجتماع حذف میکنند.
به گفته او،حذف زنان از ساختار اجتماعی افغانستان تنها به دوره کنونی محدود نمیشود و ریشه های آن را باید در نهادینه شدن حقوق زنان در دوره های گذشته نیز جست و جو کرد.
به باور بانو(ف.ز.د)زنان نتوانسته تا کنون و در هیچ نظامی یک حقوق یایه دار داشته باشند.
بانو نادیه امیری یک تن از فعالان حقوق بشر نیز میگوید،اگر بخواهی یک جامعه را خاموش و نابود کنی و اگر بخواهی یک جامعه ای پر از مشکلات و فروپاشی داشته باشی باید از زن شروع کنی.
به باور امیری،زنان نقش اساسی در شکل گیری و پیشرفت جامعه دارند همان طور که با خاموش کردن شان میتوان یک جامعه را به سمت نابودی پیش برد.
محدودیتهای گسترده بر آموزش و اشتغال زنان، نهتنها زندگی زنان، بلکه توسعه اقتصادی و اجتماعی افغانستان را تحت تأثیر قرار میدهد
به باور آگاهان سیاسی و اقتصادی واکنش مؤثر جامعه جهانی باید بر سه محور متمرکز باشد: حفظ فشار حقوق بشری، حمایت مستقیم از آموزش و اشتغال زنان، و پشتیبانی از نهادهای مدنی و مدافعان حقوق زنان.
