<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>csjao &#8211; سازمان حمایت از خبرنگاران و فعالان جامعه مدنی در تبعید</title>
	<atom:link href="https://csjao-b-afg.org/author/admin/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://csjao-b-afg.org</link>
	<description>CSJAO</description>
	<lastBuildDate>Thu, 15 Oct 2026 14:04:51 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=7.1.3</generator>

<image>
	<url>https://csjao-b-afg.org/wp-content/uploads/2025/05/cropped-fovicon-scaled-1-32x32.jpg</url>
	<title>csjao &#8211; سازمان حمایت از خبرنگاران و فعالان جامعه مدنی در تبعید</title>
	<link>https://csjao-b-afg.org</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>آخرین اشک دختر افغان</title>
		<link>https://csjao-b-afg.org/2026/10/15/10790/</link>
					<comments>https://csjao-b-afg.org/2026/10/15/10790/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[csjao]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 Oct 2026 14:04:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[آخرین اشک دختر افغان]]></category>
		<category><![CDATA[دختران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://csjao-b-afg.org/?p=10790</guid>

					<description><![CDATA[نويسنده &#8220;ویساء صافی&#8221; «مادر جان، چرا رویاهای من گناه است؟» داستانی دل‌شکن دربارهٔ دختر افغان که تنها می‌خواست درس بخواند، داکتر شود و اشک‌های شادی را در چشمان خستهٔ مادرش ببیند در یکی از روستاهای فقیر افغانستان، دختری به نام مریم زندگی می‌کرد. او مانند دیگر دختران، زندگی ساده‌ای داشت؛ اما در قلبش رویاهای بزرگی &#8230; <a href="https://csjao-b-afg.org/2026/10/15/10790/" class="more-link">ادامه مطلب</a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">نويسنده &#8220;ویساء صافی&#8221;</p>
<p style="text-align: right;">«مادر جان، چرا رویاهای من گناه است؟»</p>
<p style="text-align: right;">داستانی دل‌شکن دربارهٔ دختر افغان که تنها می‌خواست درس بخواند، داکتر شود و اشک‌های شادی را در چشمان خستهٔ مادرش ببیند در یکی از روستاهای فقیر افغانستان، دختری به نام مریم زندگی می‌کرد. او مانند دیگر دختران، زندگی ساده‌ای داشت؛ اما در قلبش رویاهای بزرگی می‌پروراند. می‌خواست داکتر شود، پدر بیمارش را درمان کند، زحمت‌های دستان خستهٔ مادرش را جبران سازد و روزی به وطنش خدمت کند مریم هر صبح کتاب‌های کهنه‌اش را در بکس می‌گذاشت، لباس مکتبش را می‌پوشید و برای رفتن آماده می‌شد. اما وقتی در برابر دروازهٔ بستهٔ مکتب می‌ایستاد، چشمانش از اشک پُر می‌شد. کتاب‌هایش را محکم به سینه می‌فشرد و دوباره به خانه برمی‌گشت روزی کتاب‌هایش را روی زمین گذاشت، خود را در آغوش مادر انداخت و با صدایی لرزان گفت:</p>
<p style="text-align: right;">«مادر جان! من چه گناهی کرده‌ام؟ من فقط می‌خواستم درس بخوانم، داکتر شوم، جان بیماران را نجات بدهم و اشک‌های چشمانت را خشک کنم. چرا دروازهٔ زندگی‌ام بسته شده است؟ مگر من هم دختر این وطن نیستم؟ مگر در قلب من هم رویاهایی وجود ندارد؟»</p>
<p style="text-align: right;">مادر دستش را بر سر دخترش کشید، اما به‌جای پاسخ، تنها اشک ریخت. دخترش را محکم در آغوش گرفت و گفت:</p>
<p style="text-align: right;">«دخترم! کاش تمام دردهایت در قلب من می‌بود. کاش من به‌جای تو گریه می‌کردم، اما تو برای آینده‌ات لبخند می‌زدی.»</p>
<p style="text-align: right;">مریم اشک‌های مادر را پاک کرد و گفت مادر جان، روزی داکتر خواهم شد، خانهٔ خوبی برایت می‌سازم، تمام دردهایت را درمان می‌کنم و دیگر هرگز به‌خاطر فقر گریه نخواهی کرد مادر لبخند زد و پیشانی دخترش را بوسید؛ اما در دل دعا می‌کرد که خداوند آرزوهای این کودک را نیمه‌تمام نگذارد مریم از وطنش ثروت نمی‌خواست؛ او فقط فرصت آموزش می‌خواست تا بتواند زندگی خود را بسازد و به مردمش خدمت کندشبی که مادر و دختر هر دو گریستندشب سرد زمستان بود. هیزم‌های خانه تمام شده بود و برای تهیهٔ نان نیز چیز زیادی باقی نمانده بود. مادر یک تکه نان خشک را به دو قسمت تقسیم کرد؛ یک قسمت را به مریم داد و قسمت دیگر را کنار گذاشت.</p>
<p style="text-align: right;">مریم پرسید:</p>
<p style="text-align: right;">«مادر جان، چرا نان نمی‌خوری؟»</p>
<p style="text-align: right;">مادر با لبخندی ساختگی گفت:</p>
<p style="text-align: right;">«دخترم، من قبلاً غذا خورده‌ام.»</p>
<p style="text-align: right;">مریم فهمید که مادرش دروغ می‌گوید. نان خودش را نصف کرد و نیمه‌ای را پیش روی مادر گذاشت مادر جان، اگر تو گرسنه بمانی، من برای چه کسی داکتر شوم؟»</p>
<p style="text-align: right;">نان از دست مادر افتاد. دخترش را محکم در آغوش گرفت و با گریه گفت «دخترم، خدا آن روز را بیاورد که سند داکتری را در دستت ببینم. من خوشبخت‌ترین مادر دنیا خواهم بود.»</p>
<p style="text-align: right;">مریم سرش را روی سینهٔ مادر گذاشت و آهسته گفت:</p>
<p style="text-align: right;">«مادر جان، من فقط از یک چیز می‌ترسم؛ می‌ترسم روزی تو از این دنیا بروی، اما من هنوز منتظر برآورده‌شدن آرزوهایت باشم. آن‌وقت بر سر قبرت بروم و بگویم: مادر جان، دخترت نتوانست آن روزی را بیاورد که تو در انتظارش بودی.»</p>
<p style="text-align: right;">مادر با صدای بلند گریست.</p>
<p style="text-align: right;">نه دخترم، چنین حرف‌هایی نزن! تو پارهٔ قلب من هستی. خداوند تمام آرزوهایت را برآورده کند مریم اشک‌های مادر را پاک کرد؛ اما خودش صورتش را زیر بالشت پنهان کرد و تا صبح گریست او تنها به‌خاطر بسته‌بودن دروازهٔ مکتب گریه نمی‌کرد؛ بلکه از این نیز رنج می‌برد که می‌خواست برای خوشحال‌کردن مادرش انسان بزرگی شود، اما نمی‌دانست راه رسیدن به رؤیایش را از کجا پیدا کند.</p>
<p style="text-align: right;">کودکان جهان و دختران افغانستان</p>
<p style="text-align: right;">در همان شب، در کشوری دیگر، دختری بکس تازه‌اش را برای روز بعد آماده می‌کرد. مادرش کتاب‌هایش را در بکس می‌گذاشت، پدرش برایش قلم تازه‌ای خریده بود و او با شادی دربارهٔ آینده‌اش صحبت می‌کرد.</p>
<p style="text-align: right;">اما در افغانستان، مریم آخرین صفحهٔ کتاب کهنه‌اش را ورق می‌زد و به مکتب بسته‌شده فکر می‌کرد او از مادرش پرسید:</p>
<p style="text-align: right;">مادر جان، مگر من هم مانند دختران دیگر جهان انسان نیستم؟ مگر در قلب من رؤیای داکتر، معلم و انجینرشدن وجود ندارد؟</p>
<p style="text-align: right;">مادر سرش را پایین انداخت.</p>
<p style="text-align: right;">مریم دوباره گفت:</p>
<p style="text-align: right;">«مادر جان، اگر من در کشور دیگری به دنیا آمده بودم، آیا امروز هم کتابم بسته می‌ماند؟»</p>
<p style="text-align: right;">مادر دست‌های دخترش را گرفت و با گریه گفت نه دخترم، تو هیچ گناهی نداری. تو حق آموزش داری، حق داشتن آینده‌ای روشن را داری. کاش آن‌قدر توان می‌داشتم که دری را به‌سوی آرزوهایت باز می‌کردم مریم سرش را بر سینهٔ مادر گذاشت و هر دو خاموش شدند. تنها اشک‌هایشان با یکدیگر سخن می‌گفتند میان این مادر و کودک، دیواری از ناتوانی ایستاده بود؛ دیواری که نه نیروی عشق می‌توانست آن را فرو بریزد و نه اشک‌ها.</p>
<p style="text-align: right;"> نامه‌ای که مادر پنهانی پیدا کردروزی مادر هنگام پاک‌کاری خانه، کتاب کهنهٔ مریم را پیدا کرد. در آخرین صفحهٔ کتاب، نامه‌ای نوشته شده بود «مادر عزیزم!</p>
<p style="text-align: right;">اگر روزی آرزوهایم برآورده نشد، لطفاً کتاب‌هایم را دور نینداز. در این کتاب‌ها، تمام امیدهای زندگی من پنهان است.</p>
<p style="text-align: right;">می‌خواستم روزی با همین قلم نامم را بر سند داکتری بنویسم. سپس با خوشحالی به‌سوی تو بدوم و بگویم: مادر جان، ببین! دخترت موفق شد می‌خواستم دست‌هایت را ببوسم و در آغوشت گریه کنم؛ اما این بار نه از غم، بلکه از خوشحالی.</p>
<p style="text-align: right;">مادر جان، می‌دانی چه چیزی بیش از همه مرا درد می‌دهد؟</p>
<p style="text-align: right;">این‌که من هنوز زنده‌ام، هنوز رویا دارم، هنوز عاشق آموختن هستم؛ اما هر روز امیدم به آینده کم‌رنگ‌تر می‌شود من تنها یک خواهش از تو دارم: اگر روزی روز موفقیتم فرا رسید، دستم را بگیر و به من بگو که به من افتخار می‌کنی زیرا مادر جان، با یک جملهٔ تو تمام دردهای جهان را فراموش می‌کنم.</p>
<p style="text-align: right;">دخترت، مریم»</p>
<p style="text-align: right;">مادر نامه را خواند، کاغذ را بر سینه گذاشت و به اتاق دخترش رفت. مریم خواب بود. مادر پیشانی او را بوسید و آهسته گفت«دخترم، تو هنوز در برابر چشمان من نشسته‌ای، اما من برای رویاهای شکسته‌ات سوگواری می‌کنم. خدایا، چرا دخترم باید برای آینده‌اش این‌قدر گریه کند؟»</p>
<p style="text-align: right;">مریم از خواب بیدار شد و دید که مادرش نامه را در دست دارد.</p>
<p style="text-align: right;">با عجله گفت:</p>
<p style="text-align: right;">«مادر جان، مرا ببخش! نمی‌خواستم تو گریه کنی.»</p>
<p style="text-align: right;">مادر او را محکم در آغوش گرفت نه دخترم، تو عذرخواهی نکن. رویاهای تو گناه نیستند. آرزوهای تو گناه نیستند. چرا باید برای آینده‌ات از من معذرت بخواهی؟آن دو به چشمان یکدیگر نگاه کردند و دوباره گریستند.</p>
<p style="text-align: right;">آخرین دعای مریم</p>
<p style="text-align: right;">سال‌ها گذشت، اما مریم کتاب‌هایش را دور نینداخت. هر روز کتابش را باز می‌کرد، درس می‌خواند و امید یک روز بهتر را در قلبش زنده نگه می‌داشت.</p>
<p style="text-align: right;">یک شام، کنار مادرش نشست و گفت:</p>
<p style="text-align: right;">«مادر جان، اگر روزی آرزوهایم برآورده شوند، دختران فقیر وطنم را که مانند من با سختی‌ها روبه‌رو هستند، رایگان درمان خواهم کرد. نمی‌خواهم هیچ دختر دیگری مانند من برای آینده‌اش گریه کند.»</p>
<p style="text-align: right;">مادر لبخند زد و گفت:</p>
<p style="text-align: right;">دخترم، خدا آرزویت را برآورده کند مریم دست‌های مادر را بوسید و به آسمان نگاه کرد «خدایا! به تمام دختران وطنم فرصت آموزش عطا کن. روزی را بیاور که هیچ مادری به‌خاطر شکسته‌شدن رویاهای دخترش گریه نکند. روزی را بیاور که دختران ما در روشنایی کتاب‌ها، آیندهٔ خود را بسازند.»</p>
<p style="text-align: right;">سپس کتابش را باز کرد و در بالای آخرین صفحه نوشت:</p>
<p style="text-align: right;">من داکتر خواهم شد، مادر جان&#8230; فقط تا روز موفقیتم دستم را رها نکن مریم کتاب را بست، سرش را در آغوش مادر گذاشت و چشمانش را بست مادر دستش را بر موهای دختر کشید، اما اشک‌هایش همچنان جاری بود. او می‌خواست روزی دخترش را با چپن سفید داکتری ببیند؛ می‌خواست روز موفقیتش را جشن بگیرد، اما قلبش از درد انتظار خسته شده بود ای افغانستان! دختران تو نیز رویا دارند آن‌ها نیز می‌خواهند کتاب بخوانند، داکتر شوند، معلم شوند و در آبادانی وطن خود سهم بگیرند آن‌ها ترحم نمی‌خواهند؛ آن‌ها فرصت آموزش، عزت و آینده‌ای روشن می‌خواهند دردناک‌ترین حقیقت این است که مریم هنوز هم هر صبح کتاب کهنه‌اش را باز می‌کند، در خیال خود چپن سفید داکتری را می‌بیند و از خداوند دعا می‌خواهد که مادرش زنده بماند و روز موفقیت او را با چشمان خود ببیند و در آخرین صفحهٔ کتابش هنوز همان جمله نوشته شده است:</p>
<p style="text-align: right;">«مادر جان، من روزی داکتر خواهم شد&#8230; فقط تا آن روز زنده بمان که رؤیایم حقیقت شود.»</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://csjao-b-afg.org/2026/10/15/10790/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شب‌های سرد زمستان و نگرانی خانواده‌های فقیر از تأمین مواد سوختی</title>
		<link>https://csjao-b-afg.org/2026/10/14/10777/</link>
					<comments>https://csjao-b-afg.org/2026/10/14/10777/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[csjao]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 14 Oct 2026 12:00:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[شب‌های سرد زمستان]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی خانواده‌های فقیر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://csjao-b-afg.org/?p=10777</guid>

					<description><![CDATA[نویسنده&#8221;صافی&#8221; با فرارسیدن زمستان و سرد شدن هوا، زندگی روزمرۀ بسیاری از مردم با دشواری‌هایی روبه‌رو می‌شود. در این فصل، هر خانواده تلاش می‌کند تا خانه‌اش را گرم نگه دارد؛ اما خانواده‌هایی که با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، با فرارسیدن زمستان با نگرانی دیگری نیز مواجه می‌شوند: مشکل تأمین مواد سوختی. خانواده‌هایی وجود دارند &#8230; <a href="https://csjao-b-afg.org/2026/10/14/10777/" class="more-link">ادامه مطلب</a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نویسنده&#8221;صافی&#8221;<br />
با فرارسیدن زمستان و سرد شدن هوا، زندگی روزمرۀ بسیاری از مردم با دشواری‌هایی روبه‌رو می‌شود. در این فصل، هر خانواده تلاش می‌کند تا خانه‌اش را گرم نگه دارد؛ اما خانواده‌هایی که با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، با فرارسیدن زمستان با نگرانی دیگری نیز مواجه می‌شوند: مشکل تأمین مواد سوختی.<br />
خانواده‌هایی وجود دارند که حتی برای تأمین غذای روزانۀ خود به‌سختی پول پیدا می‌کنند. خرید هیزم، زغال‌سنگ و سایر مواد سوختی برای آنان آسان نیست. هنگامی که توانایی گرم کردن خانه وجود نداشته باشد، شب‌های سرد زمستان برای کودکان، سالمندان و بیماران دشوارتر می‌شود. تصور کنید که یک خانواده تا چه اندازه با رنج و دشواری روبه‌رو خواهد شد، وقتی احساس سرمای فرزندانش را ببیند، اما امکانات لازم برای گرم نگه داشتن آنان را در اختیار نداشته باشددر پشت این مشکل، تنها کمبود مواد سوختی قرار ندارد، بلکه فقر، محدود بودن فرصت‌های کاری و پایین بودن درآمد خانواده‌ها نیز از عوامل مهم آن به شمار می‌روند. هنگامی که درآمد یک خانواده نتواند نیازهای اساسی زندگی را تأمین کند، فراهم کردن هزینه‌های زمستان نیز برای آن دشوارتر می‌شود. در چنین شرایطی، خانواده‌ها ناچار می‌شوند دربارۀ تقسیم پول محدود خود میان غذا، درمان و گرمایش تصمیم بگیرند در جامعۀ ما، کمک به افراد نیازمند در فصل زمستان، یک مسئولیت مهم انسانی است. اگر کسی به اندازۀ توان خود با یک خانوادۀ فقیر در زمینۀ تأمین مواد سوختی، کمپل یا لباس گرم کمک کند، می‌تواند تا اندازه‌ای از مشکلات زندگی آن خانواده بکاهد. با این حال، باید بپذیریم که کمک‌های فردی مردم به‌تنهایی برای حل کامل این مشکل کافی نیست ضروری است که نهادهای امدادرسان و مؤسسات خیریه، پیش از آغاز زمستان نیازهای خانواده‌های نیازمند را ارزیابی کنند و کمک‌ها را به‌گونه‌ای شفاف و عادلانه توزیع نمایند. به‌ویژه باید خانواده‌هایی در اولویت قرار گیرند که کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و بیماران دارند. همچنان، فراهم کردن فرصت‌های کاری و حمایت اقتصادی از خانواده‌های فقیر، از جمله اقداماتی است که در درازمدت برای کاهش این مشکل اهمیت فراوان دارد زمستان فصل عادی سال است، اما برای یک انسان فقیر می‌تواند به آزمونی سخت در زندگی تبدیل شود. شاید ما در اتاق‌های گرم خانه‌های خود از سرمای زمستان در امان باشیم، اما باید خانواده‌هایی را نیز در نظر بگیریم که امکانات لازم برای گرم کردن خانه‌های‌شان را ندارند.<br />
ارزش‌های انسانی یک جامعه، از جمله در نحوۀ برخورد آن با اعضای نیازمندش آشکار می‌شود. اگر هر فرد به اندازۀ توان خود مسئولانه سهم بگیرد و نهادهای مربوطه برای فراهم کردن کمک‌ها به‌موقع اقدام کنند، بار دشواری‌های زمستان بر دوش خانواده‌های فقیر سبک‌تر خواهد شد با فرارسیدن زمستان، نباید تنها نگران سرد شدن هوا باشیم، بلکه باید از حال کسانی نیز بپرسیم که به دلیل نداشتن مواد سوختی، شب‌های سرد را در خانه‌های سرد خود سپری می‌کنند کمک به افراد نیازمند تنها یک احسان نیست، بلکه مسئولیت مشترک انسانی همۀ ماست.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://csjao-b-afg.org/2026/10/14/10777/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سازمان حمایت از جامعه مدنی و خبرنگاران دوره آموزشی «از سکوت تا صدا» را برگزار می‌کند</title>
		<link>https://csjao-b-afg.org/2026/10/12/10774/</link>
					<comments>https://csjao-b-afg.org/2026/10/12/10774/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[csjao]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 12 Oct 2026 18:13:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اجتماعی‌فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه زنان]]></category>
		<category><![CDATA[از سکوت تا صدا]]></category>
		<category><![CDATA[از سکوت تا صدا برگزار می‌کند]]></category>
		<category><![CDATA[سازمان حمایت از جامعه مدنی و خبرنگاران دوره آموزشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://csjao-b-afg.org/?p=10774</guid>

					<description><![CDATA[سازمان حمایت از جامعه مدنی و خبرنگاران (CSJAO) با همکاری خبرگزاری شانا و خبرگزاری پارس نشنال تایمز(pnt)، از آغاز ثبت‌نام برای دوره جامع آموزشی اعتمادبه‌نفس با عنوان «از سکوت تا صدا» خبر داده است. به گفته برگزارکنندگان، این دوره با هدف تقویت خودباوری، افزایش اعتمادبه‌نفس و ارتقای مهارت‌های ارتباطی و سخنرانی، ویژه بانوان طراحی شده &#8230; <a href="https://csjao-b-afg.org/2026/10/12/10774/" class="more-link">ادامه مطلب</a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>سازمان حمایت از جامعه مدنی و خبرنگاران (CSJAO) با همکاری خبرگزاری شانا و خبرگزاری پارس نشنال تایمز(pnt)، از آغاز ثبت‌نام برای دوره جامع آموزشی اعتمادبه‌نفس با عنوان «از سکوت تا صدا» خبر داده است.</p>
<p>به گفته برگزارکنندگان، این دوره با هدف تقویت خودباوری، افزایش اعتمادبه‌نفس و ارتقای مهارت‌های ارتباطی و سخنرانی، ویژه بانوان طراحی شده است.<br />
بر اساس اطلاعات منتشرشده شرکت‌کنندگان در این برنامه آموزشی با موضوعاتی از جمله تقویت خودباوری غلبه بر ترس و خجالت، فن بیان، صحبت‌کردن در جمع، زبان بدن، ارتباط مؤثر و مهارت‌های سخنرانی آشنا خواهند شد.</p>
<p>برگزارکنندگان می‌گویند هدف از این برنامه، کمک به بانوان برای بیان دیدگاه‌های خود با اعتمادبه‌نفس بیشتر و حضور مؤثرتر در جمع است.</p>
<p>در اطلاعیه این دوره آمده است که در پایان برنامه، به شرکت‌کنندگان سرتیفیکت یا گواهی پایان دوره ارائه خواهد شد.</p>
<p>ثبت‌نام برای شرکت در این دوره آغاز شده و علاقه‌مندان می‌توانند برای دریافت اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام، از طریق شماره‌های واتساپ اعلام‌شده از سوی برگزارکنندگان تماس بگیرند.</p>
<p>&#8211; ‎+989927651684<br />
&#8211; ‎+93707557065<br />
&#8211; ‎+989906850421</p>
<p>برگزارکنندگان اعلام کرده‌اند که مهلت ثبت‌نام محدود است.<br />
شعار این دوره «از تردید به خودباوری؛ از سکوت تا صدا» عنوان شده است.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://csjao-b-afg.org/2026/10/12/10774/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیام تبریکی به مناسبت روز جهانی دختر</title>
		<link>https://csjao-b-afg.org/2026/10/11/10771/</link>
					<comments>https://csjao-b-afg.org/2026/10/11/10771/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[csjao]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Oct 2026 09:09:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[فعالیت‌های مدنی]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه زنان]]></category>
		<category><![CDATA[پیام تبریکی به مناسبت روز جهانی دختر]]></category>
		<category><![CDATA[دختران افغانستان محروم از اموزش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://csjao-b-afg.org/?p=10771</guid>

					<description><![CDATA[به مناسبت روز جهانی دختر، این روز را به تمامی دختران، به‌ویژه دختران شجاع و پرتلاش افغانستان، تبریک و تهنیت می‌گوییم. روز جهانی دختر فرصتی ارزشمند برای پاسداشت جایگاه دختران در جامعه، تأکید بر حقوق اساسی آنان و یادآوری مسئولیت مشترک ما در راستای تأمین فرصت‌های برابر برای آموزش، رشد، مشارکت اجتماعی و زندگی با &#8230; <a href="https://csjao-b-afg.org/2026/10/11/10771/" class="more-link">ادامه مطلب</a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1><span style="font-size: 16px;">به مناسبت روز جهانی دختر، این روز را به تمامی دختران، به‌ویژه دختران شجاع و پرتلاش افغانستان، تبریک و تهنیت می‌گوییم.</span></h1>
<h1>روز جهانی دختر فرصتی ارزشمند برای پاسداشت جایگاه دختران در جامعه، تأکید بر حقوق اساسی آنان و یادآوری مسئولیت مشترک ما در راستای تأمین فرصت‌های برابر برای آموزش، رشد، مشارکت اجتماعی و زندگی با عزت و کرامت انسانی است.</h1>
<p>دختران نیمی از پیکر جامعه و از سرمایه‌های ارزشمند انسانی‌اند. هیچ جامعه‌ای بدون تأمین حقوق دختران، فراهم‌سازی زمینه آموزش و حمایت از استعدادها و توانایی‌های آنان، نمی‌تواند به توسعه پایدار، عدالت اجتماعی و آینده‌ای روشن دست یابد.</p>
<p>با این حال، دختران افغانستان همچنان با محدودیت‌های گسترده در دسترسی به آموزش، محرومیت از فرصت‌های برابر، تبعیض و موانع جدی در مسیر تحقق حقوق اساسی خود روبه‌رو هستند. محرومیت دختران از آموزش و مشارکت اجتماعی، نه‌تنها نقض حقوق بنیادین آنان، بلکه مانعی جدی در برابر پیشرفت و توسعه افغانستان است.</p>
<p>ما باور داریم که <strong>آموزش حق هر دختر، برابری حق هر انسان و برخورداری از زندگی همراه با امنیت، آزادی و کرامت انسانی، حق مسلم تمامی دختران است.</strong></p>
<p>به مناسبت این روز، از نهادهای ملی و بین‌المللی، سازمان‌های مدافع حقوق بشر و تمامی مسئولان و دست‌اندرکاران می‌خواهیم که برای پایان‌دادن به تبعیض، حمایت از حقوق دختران و فراهم‌سازی فرصت‌های برابر آموزشی و اجتماعی، اقدامات عملی و مؤثر روی دست گیرند.</p>
<p>همچنین، از دختران شجاع افغانستان که با وجود دشواری‌ها و محدودیت‌ها، همچنان برای آموختن، ساختن آینده‌ای بهتر و دفاع از حقوق انسانی خود تلاش می‌کنند، قدردانی می‌کنیم. اراده و پایداری آنان نشان می‌دهد که هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند با خاموش‌ساختن صدای دختران، آینده‌ای آزاد، عادلانه و پایدار بسازد.</p>
<p><strong>روز جهانی دختر مبارک باد!</strong></p>
<p>به امید روزی که هیچ دختری به دلیل جنسیت خود از آموزش، آزادی، فرصت‌های برابر و حق انتخاب محروم نباشد و هر دختر بتواند با عزت، امنیت و امید، آینده خود را بسازد.</p>
<p><strong>سازمان حمایت از جامعه مدنی و خبرنگاران افغانستان (CSJAO)</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://csjao-b-afg.org/2026/10/11/10771/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقتی بازی‌های کودکانه جای خود را به جنگ و خشونت می‌دهند</title>
		<link>https://csjao-b-afg.org/2026/10/11/10769/</link>
					<comments>https://csjao-b-afg.org/2026/10/11/10769/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[csjao]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 11 Oct 2026 08:10:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اجتماعی‌فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[جای خود را به جنگ و خشونت می‌دهند]]></category>
		<category><![CDATA[وقتی بازی‌های کودکانه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://csjao-b-afg.org/?p=10769</guid>

					<description><![CDATA[گزارش &#8220;ح.س.ر&#8221; کودکانی که باید در مکتب درس بخوانند، در کوچه‌ها بازی کنند و برای آینده خود رؤیا بسازند، در بسیاری از مناطق جنگ‌زده جهان با واقعیتی تلخ روبه‌رو هستند؛ واقعیتی که در آن، کودکی زیر سایه جنگ، خشونت، فقر و رقابت‌های قدرت‌طلبانه از آنان گرفته می‌شود. افغانستان نیز از کشورهایی است که کودکان آن &#8230; <a href="https://csjao-b-afg.org/2026/10/11/10769/" class="more-link">ادامه مطلب</a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گزارش &#8220;ح.س.ر&#8221;</p>
<p>کودکانی که باید در مکتب درس بخوانند، در کوچه‌ها بازی کنند و برای آینده خود رؤیا بسازند، در بسیاری از مناطق جنگ‌زده جهان با واقعیتی تلخ روبه‌رو هستند؛ واقعیتی که در آن، کودکی زیر سایه جنگ، خشونت، فقر و رقابت‌های قدرت‌طلبانه از آنان گرفته می‌شود.</p>
<p>افغانستان نیز از کشورهایی است که کودکان آن طی دهه‌های گذشته بهای سنگین جنگ و بی‌ثباتی را پرداخته‌اند. در این کشور، شماری از کودکان نه‌تنها از آموزش و امکانات ابتدایی زندگی محروم مانده‌اند، بلکه با خطر جذب در گروه‌های مسلح، بهره‌کشی، سوءاستفاده جنسی و انواع خشونت نیز روبه‌رو هستند.</p>
<p>استفاده از کودکان در درگیری‌های مسلحانه، یکی از جدی‌ترین موارد نقض حقوق کودک به شمار می‌رود. کودکانی که به‌جای حضور در صنف‌های درسی، در محیط‌های نظامی قرار می‌گیرند، ممکن است با آموزش‌های جنگی، خشونت و شرایطی مواجه شوند که سلامت جسمی و روانی آنان را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار دهد.</p>
<p>مسئله تنها استفاده مستقیم از کودکان در جنگ نیست. فقر، نبود فرصت‌های آموزشی، فروپاشی حمایت‌های اجتماعی و سوءاستفاده از آسیب‌پذیری خانواده‌ها نیز می‌تواند کودکان را در معرض جذب گروه‌های مسلح و شبکه‌های بهره‌کش قرار دهد.</p>
<p>در چنین شرایطی، کودک به‌جای آن‌که صاحب حق و برخوردار از حمایت باشد، به ابزاری برای پیشبرد اهداف دیگران تبدیل می‌شود؛ اهدافی که اغلب هیچ ارتباطی با خواست، اراده و آینده او ندارند.</p>
<p>پس از بازگشت طالبان به قدرت در اگست ۲۰۲۱، نگرانی‌ها درباره وضعیت حقوق کودکان در افغانستان همچنان ادامه یافته است. محدودیت‌های آموزشی، مشکلات اقتصادی خانواده‌ها و کاهش فرصت‌های رشد و مشارکت اجتماعی، آینده شمار زیادی از کودکان را با ابهام روبه‌رو کرده است.</p>
<p>در کنار این مشکلات، گزارش‌های بین‌المللی در سال‌های گذشته درباره جذب کودکان توسط گروه‌های مسلح و ادامه برخی اشکال بهره‌کشی از آنان هشدار داده‌اند. در تازه ترین گزارش سال ۲۰۲۶ وزارت خارجه ایالات متحده درباره قاچاق انسان نیز به موضوعاتی از جمله استفاده از کودکان در منازعات مسلحانه و تداوم پدیده «بچه‌بازی» در افغانستان پرداخته است.</p>
<p>این مسائل را نمی‌توان صرفاً مشکلات فردی یا خانوادگی دانست؛ بلکه آن‌ها نشانه‌هایی از آسیب‌پذیری ساختارهای حمایتی و دشواری دسترسی کودکان به عدالت و حمایت مؤثر هستند.</p>
<p>زخم‌هایی که با پایان جنگ نیز باقی می‌مانند</p>
<p>پیامدهای استفاده ابزاری از کودکان به سال‌های جنگ محدود نمی‌شود. تجربه خشونت، محرومیت از آموزش، جدایی از خانواده و سوءاستفاده می‌تواند آثار طولانی‌مدتی بر سلامت روانی، روابط اجتماعی و فرصت‌های زندگی آنان برجای بگذارد.</p>
<p>کودکی که به‌جای یادگیری و رشد، در معرض خشونت قرار می‌گیرد، ممکن است فرصت ساختن آینده‌ای متفاوت را از دست بدهد. در همین حال، جامعه‌ای که کودکان آن از آموزش، امنیت و حمایت محروم می‌شوند، با خطر تداوم چرخه فقر، خشونت و بی‌ثباتی روبه‌رو خواهد بود.</p>
<p>به همین دلیل، حمایت از کودکان تنها یک مسئولیت اخلاقی نیست؛ بلکه بخشی اساسی از تلاش برای ایجاد جامعه‌ای امن و باثبات به شمار می‌رود.</p>
<p>بر اساس اصول حقوق بین‌الملل، کودکان باید در برابر جذب و استفاده غیرقانونی در درگیری‌های مسلحانه و سایر اشکال بهره‌کشی محافظت شوند. مسئولیت حفاظت از آنان بر دوش حکومت‌ها، گروه‌های مسلح، نهادهای حمایتی و جامعه جهانی قرار دارد.</p>
<p>ایجاد سازوکارهای مؤثر برای شناسایی و حمایت از کودکان آسیب‌دیده، دسترسی به آموزش، رسیدگی به موارد سوءاستفاده و پاسخ‌گو ساختن عاملان نقض حقوق کودک، از اقداماتی است که می‌تواند به کاهش این آسیب‌ها کمک کند.</p>
<p>در افغانستان، توجه به وضعیت کودکان باید فراتر از بیانیه‌های سیاسی و وعده‌های رسمی باشد. حمایت واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که کودکان بتوانند بدون ترس از خشونت، بهره‌کشی و محرومیت، به مکتب بروند، از خدمات اساسی برخوردار شوند و آینده خود را بسازند.</p>
<p>کودکان؛ قربانیانی که نباید فراموش شوند</p>
<p>قدرتی که با گرفتن فرصت کودکی از انسان‌های کم‌سن‌وسال به دست آید، نمی‌تواند آینده‌ای پایدار بسازد. هیچ هدف سیاسی، نظامی یا ایدئولوژیک نباید بهانه‌ای برای محروم کردن کودکان از امنیت، آموزش و زندگی شرافتمندانه باشد.</p>
<p>کودکان افغانستان به جنگ بیشتر نیاز ندارند؛ آنان به مکتب، امنیت، خانواده‌ای برخوردار از امکانات زندگی و فرصتی برای ساختن آینده نیاز دارند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>پرسش اساسی این است: اگر کودکان امروز قربانی رقابت‌های قدرت شوند، فردای افغانستان را چه کسانی و با چه آینده‌ای خواهند ساخت؟</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://csjao-b-afg.org/2026/10/11/10769/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اعمال‌نامه طالبان به دست‌شان رسید؛ این‌بار از لاهه</title>
		<link>https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10766/</link>
					<comments>https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10766/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[csjao]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Oct 2026 11:37:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[اعمال‌نامه طالبان به دست‌شان رسید]]></category>
		<category><![CDATA[این‌بار از لاهه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://csjao-b-afg.org/?p=10766</guid>

					<description><![CDATA[حکم جلب؛ چهار حلقه از زنجیره طالبان صدور حکم جلب چهار مقام ارشد طالبان از سوی دیوان جرایی بین‌المللی را نباید یک تحول عادی یا صرفاً تبلیغاتی تلقی کرد. این تصمیم، از نگاه حقوق کیفری بین‌المللی، یک گام مهم در جهت پاسخ‌گو نمودن طالبان در برابر اعمال جنایت‌کارانه شان محسوب می‌شود، چهار شخص مورد نظر &#8230; <a href="https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10766/" class="more-link">ادامه مطلب</a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حکم جلب؛ چهار حلقه از زنجیره طالبان<br />
صدور حکم جلب چهار مقام ارشد طالبان از سوی دیوان جرایی بین‌المللی را نباید یک تحول عادی یا صرفاً تبلیغاتی تلقی کرد. این تصمیم، از نگاه حقوق کیفری بین‌المللی، یک گام مهم در جهت پاسخ‌گو نمودن طالبان در برابر اعمال جنایت‌کارانه شان محسوب می‌شود،<br />
چهار شخص مورد نظر عبارت‌اند از:<br />
۱. هبت‌الله آخندزاده؛ رهبر طالبان<br />
دیوان کیفری بین‌المللی در مورد او به این نتیجه رسیده است که دلایل معقول برای باور وجود دارد که وی در ارتکاب جرم علیه بشریت، یعنی تعقیب و آزار، از طریق صدور دستور، تحریک یا ترغیب به ارتکاب این اعمال، مسؤولیت جزایی فردی دارد.<br />
اهمیت این حکم در این است که موضوع دیگر تنها متوجه افراد اجرایی و وزیران نیست؛ بلکه بالاترین سطح رهبری طالبان در معرض مسؤولیت جزایی بین‌المللی قرار گرفته است.<br />
۲. عبدالحکیم حقانی؛ رئیس ستره محکمه و چهره برجسته ایدئولوژیک طالبان</p>
<p>عبدالحکیم حقانی همزمان جایگاه مهم مذهبی، ایدئولوژیک و قضایی در ساختار طالبان داشته است. دیوان به این نتیجه رسیده که دلایل معقول برای باور وجود دارد که او نیز در جرم علیه بشریتِ تعقیب و آزار، به‌ویژه در زمینه محرومیت گسترده زنان و دختران از حقوق اساسی، از جمله آموزش، مسؤولیت کیفری فردی دارد.<br />
این بخش از پرونده از یک جهت اهمیت ویژه دارد: فردی که در رأس دستگاه قضایی قرار دارد، اکنون خود در یک پرونده کیفری بین‌المللی مرتبط با سیاست‌های تبعیض‌آمیز طالبان قرار گرفته است.<br />
۳. حبیب‌الله آغا؛ سرپرست وزارت معارف طالبان<br />
حبیب‌الله آغا در رأس وزارت معارف قرار داشته و دیوان در مورد او نیز دلایل معقول برای باور به مسؤولیت کیفری فردی در جرم علیه بشریتِ تعقیب و آزار یافته است؛ به‌ویژه در رابطه با محرومیت شدید دختران از حق آموزش.<br />
اهمیت این پرونده در پیوند مستقیم میان یک مقام اجرایی و سیاست محرومیت دختران از آموزش است. اینجا بحث تنها درباره یک اظهارنظر یا یک تصمیم منفرد نیست؛ موضوع، سیاستی است که میلیون‌ها دختر افغانستان را از حق اساسی آموزش محروم ساخته است.<br />
۴. ندا محمد ندیم؛ سرپرست وزارت تحصیلات عالی طالبان<br />
ندا محمد ندیم نیز به دلیل نقش خود در وزارت تحصیلات عالی، در ارتباط با محرومیت زنان از آموزش عالی مورد توجه دیوان قرار گرفته است.<br />
دیوان در مرحله کنونی به این نتیجه رسیده که دلایل معقول برای باور وجود دارد که او در ارتکاب جرم علیه بشریتِ تعقیب و آزار، از طریق صدور دستور، تحریک یا ترغیب، مسؤولیت کیفری فردی دارد.<br />
وجه مشترک هر چهار پرونده چیست؟<br />
موضوع اساسی این چهار حکم، یک سیاست گسترده در قبال زنان و دختران افغانستان است؛ سیاستی که به محرومیت شدید آنان از حقوق بنیادی، از جمله:<br />
حق آموزش؛ آزادی رفت‌وآمد؛ آزادی بیان؛ آزادی اندیشه، وجدان و مذهب؛ و حریم خصوصی و زندگی خانوادگی؛ منجر شده است.<br />
در اسناد دیوان همچنین به شواهد مربوط به حبس، شکنجه، تجاوز و خشونت جنسی و سایر اعمال غیرانسانی علیه برخی افرادی که به‌عنوان مخالف یا حامی حقوق زنان تلقی شده‌اند، اشاره شده است.<br />
این چهار نفر هنوز از سوی دیوان کیفری بین‌المللی محکوم نشده‌اند.<br />
حکم جلب به این معناست که شعبه مقدماتی دیوان بر اساس مواد و شواهد موجود، به معیار حقوقی «دلایل معقول برای باور» رسیده است که جرم و مسؤولیت کیفری مورد ادعا وجود دارد.<br />
این مرحله با محکومیت نهایی که نیازمند اثبات جرم در سطح بسیار بالاتر و پس از طی مراحل محاکمه است، تفاوت دارد.<br />
بنابراین،: حکم جلب، محکومیت نیست؛ اما یک تحول بسیار جدی در مسیر رسیدگی کیفری بین‌المللی است.<br />
چرا این چهار حکم اهمیت تاریخی دارد؟<br />
اهمیت اصلی این احکام در این است که مسؤولیت را از یک مفهوم کلی به مسؤولیت فردی اشخاص مشخص تبدیل می‌کند.<br />
دیگر موضوع فقط این نیست که «طالبان» چه سیاستی دارند؛ پرسش حقوق جزایی بین‌المللی این است که: چه کسی دستور داد؟ چه کسی زمینه آن را فراهم کرد؟ چه کسی در اجرای آن نقش داشت؟ و چه کسی باید در برابر آن پاسخ‌گو باشد؟<br />
در این چهار دوسیه، دیوان از بالاترین رهبر طالبان تا مقام ارشد قضایی و دو مقام مسؤول آموزش و تحصیلات عالی، حلقه‌های مختلف ساختار قدرت را مورد بررسی کیفری قرار داده است.<br />
این تحول برای آینده افغانستان نیز پیام روشنی دارد:<br />
قدرت سیاسی، حتی اگر با زور به دست آمده باشد، مصونیت از مسؤولیت جزایی ایجاد نمی‌کند.<br />
هیچ مقام سیاسی، مذهبی، نظامی یا قضایی نباید تصور کند که عنوان و موقعیت او می‌تواند وی را از پاسخ‌گویی در برابر قانون و عدالت مصون سازد.<br />
من این روند را از نزدیک دنبال می‌کنم؛ زیرا در ۲۱ نوامبر سال ۲۰۲۲، در کنار شماری از همکاران، موضوع جنایات و نقض گسترده حقوق مردم افغانستان تحت حاکمیت طالبان را در چارچوب صلاحیت دیوان کیفری بین‌المللی مطرح کردیم. امروز که پرونده وارد مرحله جدی‌تری شده است، لازم می‌دانم تحولات آن را برای مردم افغانستان و افکار عمومی، با نگاه حقوقی و دور از هیاهوی سیاسی، دنبال و توضیح کنم.<br />
عدالت زمانی معنا پیدا می‌کند که قربانی، متهم و صاحب قدرت، همه در برابر قانون جایگاه یکسان داشته باشند.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10766/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>وقتی مدرسه پشت در می‌ماند،کودکان افغانستانی قربانی سیاست مهاجرتی</title>
		<link>https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10763/</link>
					<comments>https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10763/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[csjao]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Oct 2026 11:14:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اجتماعی‌فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[کودکان افغانستانی قربانی سیاست مهاجرتی]]></category>
		<category><![CDATA[وقتی مدرسه پشت در می‌ماند]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://csjao-b-afg.org/?p=10763</guid>

					<description><![CDATA[نویسنده &#8220;محمد رجا&#8221; کاهش شمار دانش‌آموزان افغانستانی در مدارس ایران، آن‌گونه که مقام‌های جمهوری اسلامی می‌گویند، فقط یک تغییر آماری نیست. پشت کاهش نزدیک به ۲۸۰ هزار نفری این آمار، کودکانی قرار دارند که برخی از مدرسه بازمانده، خانواده‌هایی که در میان ترس از اخراج و بلاتکلیفی اقامتی گرفتار شده‌اند و نسلی که در افغانستان &#8230; <a href="https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10763/" class="more-link">ادامه مطلب</a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نویسنده &#8220;محمد رجا&#8221;</p>
<p>کاهش شمار دانش‌آموزان افغانستانی در مدارس ایران، آن‌گونه که مقام‌های جمهوری اسلامی می‌گویند، فقط یک تغییر آماری نیست. پشت کاهش نزدیک به ۲۸۰ هزار نفری این آمار، کودکانی قرار دارند که برخی از مدرسه بازمانده، خانواده‌هایی که در میان ترس از اخراج و بلاتکلیفی اقامتی گرفتار شده‌اند و نسلی که در افغانستان نیز با محدودیت‌های گسترده آموزشی روبه‌رو است. برای کودکی که هیچ نقشی در انتخاب کشور محل زندگی خانواده‌اش نداشته، نداشتن مدرک اقامت نباید به معنای نداشتن حق تحصیل باشد.<br />
۲۸۰ هزار دانش‌آموز کمتر؛ اخراج یا حذف از مدرسه؟<br />
نادر یاراحمدی، مشاور وزیر کشور و رئیس مرکز امور اتباع و مهاجران خارجی جمهوری اسلامی ایران، به‌تازگی از کاهش شمار دانش‌آموزان خارجی در ایران خبر داده است. به گفته او، شمار دانش‌آموزان خارجی از حدود ۶۰۰ هزار نفر به نزدیک ۳۲۰ هزار نفر کاهش یافته است؛ یعنی حدود ۲۸۰ هزار دانش‌آموز کمتر از سال‌های گذشته. او هم‌زمان گفته است که جمهوری اسلامی در سال گذشته نزدیک به ۱.۸ میلیون مهاجر فاقد مدرک را از ایران اخراج کرده و شمار اتباع خارجی در این کشور نیز از حدود ۶.۱ میلیون نفر به کمتر از پنج میلیون نفر کاهش یافته است.<br />
این ارقام در حالی مطرح می‌شود که مقام‌های مختلف جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته، شمار مهاجران افغانستانی ساکن ایران را حدود چهار میلیون نفر اعلام کرده‌اند. اما پرسش اصلی درباره کاهش شمار دانش‌آموزان افغانستانی این است: آیا این کودکان واقعاً کمتر شده‌اند، یا بخشی از آنان دیگر امکان رفتن به مدرسه را ندارند؟<br />
شواهد و گزارش‌های منتشرشده از شهرها و استان‌های مختلف ایران نشان می‌دهد که بخش مهمی از این کاهش را نمی‌توان صرفاً با «بازگشت» یا «اخراج» مهاجران توضیح داد. محدودیت‌های اقامتی، دشواری ثبت‌نام، الزام به دریافت کدها و مدارک متعدد، رد تعمدی مدارس با این بهانه، جای نداریم، ظرفیت ما تکمیل است ، و سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر در قبال مهاجران نیز در این کاهش نقش داشته‌اند. به بیان دیگر، بخشی از این ۲۸۰ هزار نفر ممکن است نه از جمعیت کودکان مهاجر، بلکه از &#8220;جمعیت دانش‌آموزان&#8221; حذف شده باشند.<br />
کودکی که میان دو در بسته مانده است<br />
برای بسیاری از کودکان افغانستانی در ایران، مشکل از همان مرحله ثبت‌نام آغاز می‌شود. خانواده‌ها پس از طی روندهای طولانی از این اداره به ان اداره دویدن، دریافت نامه‌ها و کدهای مختلف و مراجعه به مدارس، گاهی با پاسخ‌هایی مانند «ظرفیت مدرسه تکمیل است»، «اولویت با دانش‌آموزان ایرانی است» یا «مدارک شما کافی نیست» جا نداریم ، بخش نامه نیامده است،  مواجه می‌شوند. این در حالی است که در سال‌های گذشته، مقام‌های جمهوری اسلامی بارها بر ضرورت جلوگیری از بازماندن کودکان مهاجر از تحصیل تأکید کرده‌اند و بر اساس مقررات اعلام‌شده، کودکانی که مجوز حمایت تحصیلی دریافت می‌کنند، نباید صرفاً به دلیل تابعیت از تحصیل محروم شوند. مشکل اما فقط ثبت‌نام نیست.مشکل صدور دستور العمل توسط مقامات بلند رتبه نیست مشکل در مدارس است هرمعلم و مدیر و مامور برای خودشان قانون نا نوشته دارد قانون و دستورالعمل مقامات بالا درحد همان کنفرانس خبری باقی می ماند.<br />
برخی دانش‌آموزانی که موفق به ورود به مدارس می‌شوند نیز با دشواری‌هایی مانند دسترسی محدود به کتاب‌های درسی و سایر امکانات آموزشی مواجه‌اند. برای خانواده‌ای که در وضعیت نامعلوم اقامتی زندگی می‌کند، مدرسه دیگر فقط یک مکان آموزشی نیست؛ به بخشی از نبرد روزمره برای حفظ حداقل ثبات زندگی تبدیل شده است.<br />
سالی که مدرسه برای هزاران کودک بسته شد<br />
در سال ۱۴۰۳، شمار دانش‌آموزان مهاجر افغانستانی در مدارس ایران به یکی از بالاترین سطوح خود رسید، اما سهم آنان از کل دانش‌آموزان کشور همچنان کمتر از چهار درصد بود. با تشدید سیاست اخراج مهاجران در سال ۱۴۰۴، گزارش‌هایی از شهرهای مختلف ایران درباره دشوارتر شدن یا مسدود شدن مسیر تحصیل کودکان مهاجر منتشر شد. کودکانی که سال‌ها در مدارس ایران درس خوانده بودند، در برخی موارد با تغییر ناگهانی وضعیت اقامتی خانواده‌هایشان، دیگر امکان ادامه تحصیل پیدا نکردند.<br />
در میان آنان کودکانی نیز وجود دارند که در ایران متولد شده‌اند؛ کودکانی که بخش بزرگی از زندگی خود را در همین کشور گذرانده‌اند و مدرسه، زبان، دوستان و محیط اجتماعی‌شان در ایران شکل گرفته است.<br />
برآوردهای اولیه منتشرشده از سوی برخی منابع، شمار کودکانی را که در سال ۱۴۰۴ از تحصیل بازمانده‌اند، بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار نفر اعلام کرده بود. حتی اگر درباره رقم دقیق اختلاف نظر وجود داشته باشد، اصل مسئله تغییر نمی‌کند: کودکان مهاجر در ایران با موانعی مواجه شده‌اند که مستقیماً بر حق آنان برای آموزش اثر گذاشته است.<br />
افغانستان؛ جایی که بازگشت هم راه‌حل نیست<br />
مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم مقصد بسیاری از این کودکان، در صورت اخراج خانواده‌هایشان، افغانستان است؛ کشوری که نظام آموزشی آن تحت حاکمیت طالبان با بحران عمیق مواجه است. دختران افغانستان همچنان از آموزش متوسطه و لیسه محروم‌اند و محدودیت‌های گسترده بر آموزش، چشم‌انداز آینده نسل جوان این کشور را با تهدید جدی روبه‌رو کرده است.<br />
دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد نیز بارها نسبت به چالش‌های پایدار آموزشی در افغانستان هشدار داده و بر ضرورت سرمایه‌گذاری در آموزش کودکان تأکید کرده است. در چنین شرایطی، کودکی که از مدرسه در ایران محروم می‌شود، لزوماً به نظام آموزشی دیگری منتقل نمی‌شود. ممکن است در عمل&#8221;هیچ مدرسه‌ای در انتظار او نباشد.&#8221; این واقعیت، موضوع آموزش کودکان مهاجر را از یک مسئله اداری به یک مسئله انسانی تبدیل می‌کند.<br />
کودک، مسئول مهاجرت خانواده‌اش نیست<br />
هیچ کودکی محل تولد خود را انتخاب نمی‌کند. هیچ کودکی تصمیم نمی‌گیرد خانواده‌اش مهاجرت کند، در کشوری دیگر اقامت داشته باشد یا مدارک اقامتی‌اش تمدید شود یا نشود. با این حال، در بسیاری از موارد، پیامد تصمیم‌هایی که بزرگسالان و دولت‌ها می‌گیرند، مستقیماً بر شانه‌های کودکان قرار می‌گیرد. کودکی که صبح با کیف مدرسه از خانه بیرون می‌رود، نباید مجبور باشد به این فکر کند که آیا به دلیل تابعیت، وضعیت اقامتی پدر و مادر یا نداشتن یک کد اداری، اجازه ورود به مدرسه را خواهد داشت یا نه او فقط می‌خواهد درس بخواند. می‌خواهد کتاب بخواند. دوست پیدا کند. آینده‌ای برای خودش بسازد. و این خواسته، نه امتیاز است و نه لطف دولت میزبان؛ &#8220;حق یک کودک است&#8221;.<br />
«ظرفیت مدارس»؛ مسئله واقعی یا توجیهی برای حذف؟<br />
یکی از استدلال‌هایی که در برابر مطالبه تحصیل کودکان مهاجر مطرح می‌شود، کمبود ظرفیت مدارس، تراکم کلاس‌ها و هزینه‌های آموزشی است. این مشکلات البته واقعی‌ نیستند و نظام آموزشی ایران چندان با چالش‌های جدی روبه‌رو نیست. شاید با چالش‌های در نقاط دور دست باشد اما در شهر چون تهران حد اقل از این خبر ها نیست، اما تبدیل کمبود ظرفیت به دلیلی برای حذف کودکان مهاجر از آموزش، پرسش‌های مهمی ایجاد می‌کند. کودکان ایرانی و افغانستانی نباید در برابر یکدیگر قرار داده شوند؛ گویی تحصیل یکی به قیمت محرومیت دیگری تمام می‌شود. کمبود ظرفیت بیشتر بهانه‌ای برای دور نگه داشتن از آموزش می باشد<br />
مطالعات درباره بازماندگی از تحصیل کودکان ایرانی نیز نشان داده‌اند که عوامل مهمی مانند فقر، کار کودک، دوری از مدرسه، مشکلات خانوادگی و فقدان انگیزه در این مسئله نقش دارند. بنابراین، مسئله بازماندن کودک ایرانی از تحصیل را نمی‌توان به حضور دانش‌آموزان افغانستانی تقلیل داد. (محروم کردن یک کودک مهاجر، مشکل یک کودک ایرانی را حل نمی‌کند) فقط تعداد کودکانی را که از آموزش محروم‌اند بیشتر می‌کند<br />
هزینه آموزش یا هزینه محرومیت؟<br />
دولت ایران طی سال‌های گذشته از حمایت سازمان‌های بین‌المللی و کمک‌های خارجی برای آموزش کودکان مهاجر نیز بهره برده است. سازمان ملل متحد و نهادهای بین‌المللی در ساخت و حمایت از مدارس و برنامه‌های آموزشی برای کودکان مهاجر در ایران نقش داشته‌اند در سال 1399 طبق مصاحبهوزیروقت آموزشوپرورش ایران در بیشتراز 110 مدرسه نو ساخت و صد هامدرسه از سوی سازمان ملل ساخته باز سازی و نو سازی شدهاست. از سوی دیگر، بسیاری از خانواده‌های مهاجر نیز هزینه آموزش فرزندان خود را شخصاً پرداخت می‌کنند. بنابراین، بحث فقط بر سر هزینه آموزش نیست. پرسش مهم‌تر این است که &#8220;هزینه محروم کردن یک نسل از آموزش در بلندمدت چه خواهد بود؟&#8221; کودکی که از مدرسه بازمی‌ماند، احتمال بیشتری دارد در معرض کار کودک، فقر، استثمار و آسیب‌های اجتماعی قرار گیرد. مدرسه فقط محل آموزش خواندن و نوشتن نیست. مدرسه جایی برای جامعه‌پذیری، یادگیری مسئولیت اجتماعی و ساختن آینده است. محروم کردن کودکان از مدرسه، در نهایت هزینه‌ای است که ممکن است جامعه سال‌ها بعد با ابعاد بسیار بزرگ‌تر آن روبه‌رو شود. ایران ظاهرا کنوانسیون حقوق کودک را امضا کرده اند ، ولی چندان وقعی بر امضا خود و کنوانسیون و حق آموزش کودکان مهاجر نمی دهد.<br />
ایران در برابر یک انتخاب<br />
ایران در چهار دهه گذشته میزبان میلیون‌ها مهاجر افغانستانی بوده است. سیاست‌های این کشور در قبال مهاجران در دوره‌های مختلف تغییر کرده؛ گاهی به سمت پذیرش و ادغام بیشتر و گاهی به سمت محدودیت و اخراج. اکنون نیز جمهوری اسلامی از سخت‌تر شدن شرایط اقامت سخن می‌گوید.<br />
به گفته رئیس مرکز امور اتباع و مهاجران خارجی، برای تمدید کارت‌های اقامت شرایطی مانند داشتن بیمه اجباری سلامت، ثبت کد رهگیری مسکن و ثبت کد ثنا مطرح شده است. همچنین حضور اتباع خارجی در برخی مناطق ایران ممنوع اعلام شده و اقامت آنان به نیاز بازار کار و چارچوب‌های تعیین‌شده از سوی حکومت گره خورده است. این سیاست‌ها شاید از منظر مدیریت مهاجرت قابل توضیح باشند، اما وقتی پیامد آن مستقیماً متوجه کودکان می‌شود، باید پرسید:(آیا وضعیت اقامتی والدین باید سرنوشت تحصیلی فرزند را تعیین کند؟) و اگر پاسخ مثبت است، تکلیف کودکانی که در ایران متولد شده‌اند، سال‌ها در این کشور درس خوانده‌اند و هیچ نقشی در وضعیت مهاجرتی خانواده خود نداشته‌اند چیست؟<br />
فرصت یا تهدید؟<br />
تحصیل کودکان افغانستانی فقط یک مسئله مربوط به افغانستانی‌ها نیست. این کودکان امروز در جامعه ایران زندگی می‌کنند. بسیاری از آنان سال‌ها در همین کشور بزرگ شده‌اند، فارسی را با لهجه و فرهنگ همین محیط آموخته‌اند و بخش مهمی از هویت اجتماعی‌شان در ایران شکل گرفته است. مدرسه می‌تواند آنان را با جامعه میزبان پیوند دهد، مهارت‌های اجتماعی و حرفه‌ای آنان را افزایش دهد و به کاهش آسیب‌های اجتماعی کمک کند. در مقابل، محرومیت از مدرسه می‌تواند شکاف اجتماعی را عمیق‌تر کند. اینجاست که سیاست‌گذاری در قبال کودکان مهاجر از یک مسئله صرفاً مهاجرتی فراتر می‌رود و به مسئله‌ای درباره آینده خود جامعه ایران تبدیل می‌شود.<br />
ایران می‌تواند کودکان مهاجر را صرفاً به عنوان «اتباع خارجی» ببیند؛ یا آنان را کودکانی بداند که امروز در این جامعه زندگی می‌کنند و آموزش آنان، در نهایت، بخشی از سرمایه اجتماعی آینده خواهد بود. این انتخاب، فقط درباره افغانستانی‌ها نیست؛ درباره نوع جامعه‌ای است که ایران می‌خواهد در آینده داشته باشد.<br />
در دیار سعدی، یک کودک نباید پشت در مدرسه بماند<br />
سعدی قرن‌ها پیش سروده بود: «بنی‌آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند» امروز، این بیت بیش از آنکه یک شعر کلاسیک باشد، به آزمونی برای انسانیت تبدیل شده است. چه تناقض تلخی که در سرزمین سعدی، کودکی ممکن است به دلیل مهاجر بودن، پشت در مدرسه بماند. کودکی که نه مرزها را کشیده، نه سیاست‌های مهاجرتی را نوشته و نه تصمیم به ترک کشورش گرفته است؛ اما باید بار همه این تصمیم‌ها را بر دوش کوچک خود حمل کند او نه سیاستمدار است، نه مهاجرِ تصمیم‌گیرنده و نه مسئول بحران‌های افغانستان. او فقط یک کودک است. با یک کیف مدرسه، چند کتاب و رؤیایی که شاید هنوز نمی‌داند چگونه آن را به زبان بیاورد.<br />
هیچ کودکی نباید تاوان جایی را بدهد که در آن به دنیا آمده است.<br />
اگر قرار است درباره امنیت، آینده، توسعه و حتی منافع ملی ایران سخن بگویم، شاید نخستین گام این باشد که درِ مدرسه را به روی کودکی که پشت آن ایستاده، باز بگذاریم. زیرا مدرسه فقط ساختمان و کلاس نیست؛ برای یک کودک، ممکن است تنها درِ باز به سوی آینده باشد<br />
کودکی که فقط به جرم مهاجر بودن از مدرسه بازمی‌ماند، چگونه می‌تواند باور کند که &#8220;بنی‌آدم اعضای یک پیکرند&#8221;؟<br />
شاید دردناک‌ترین طنز روزگار همین باشد:<br />
مشهورترین شعر انسان‌دوستانه سعدی، در دیار سعدی، برای یک مهاجر بی‌معناترین شعر دنیاست.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10763/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نگرانی درباره وضعیت یک معلم در تخار؛ «مژده اوزبیک در بازداشت طالبان است»</title>
		<link>https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10761/</link>
					<comments>https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10761/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[csjao]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Oct 2026 10:50:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اجتماعی‌فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[مژده اوزبیک در بازداشت طالبان]]></category>
		<category><![CDATA[نگرانی درباره وضعیت یک معلم در تخار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://csjao-b-afg.org/?p=10761</guid>

					<description><![CDATA[گزارش  &#8220;زینب کوهستانی&#8221; جنبش زنان معترض شمال در کندز می‌گوید مژده اوزبیک، معلم معارف در ولسوالی/شهرستان هزارباغ ولایت/استان تخار، پس از بازداشت توسط طالبان همچنان در بند به‌سر می‌برد و وضعیت او نگران‌کننده است. این جنبش در اعلامیه‌ای اضطراری مدعی شده است که خانم اوزبیک به‌دلیل سرودن و نوشتن شعرهای انتقادی بازداشت شده و بر &#8230; <a href="https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10761/" class="more-link">ادامه مطلب</a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3><span style="font-size: 16px;">گزارش  &#8220;زینب کوهستانی&#8221;</span></h3>
<h3><span style="font-size: 16px;">جنبش زنان معترض شمال در کندز می‌گوید مژده اوزبیک، معلم معارف در ولسوالی/شهرستان هزارباغ ولایت/استان تخار، پس از بازداشت توسط طالبان همچنان در بند به‌سر می‌برد و وضعیت او نگران‌کننده است.</span></h3>
<p>این جنبش در اعلامیه‌ای اضطراری مدعی شده است که خانم اوزبیک به‌دلیل سرودن و نوشتن شعرهای انتقادی بازداشت شده و بر اساس اطلاعاتی که به این جنبش رسیده، در زمان بازداشت تحت فشار و شکنجه قرار گرفته است.</p>
<p>در این اعلامیه جزئیات بیشتری درباره زمان بازداشت، محل نگهداری و چگونگی بازجویی از مژده اوزبیک ارائه نشده است و این ادعاها نیز تاکنون به‌طور مستقل تأیید نشده‌اند.</p>
<p>جنبش زنان معترض شمال همچنین گفته است که همسر مژده اوزبیک پس از چندین دور بازجویی با ضمانت آزاد شده، اما خود او همچنان در بازداشت به‌سر می‌برد.</p>
<p>این جنبش از سازمان ملل متحد، نهادهای حقوق بشری و جامعه جهانی خواسته است برای تأمین امنیت و آزادی مژده اوزبیک اقدام فوری کنند.</p>
<p>در اعلامیه این گروه آمده است که «جان مژده در خطر است» و خواستار توقف آنچه شکنجه و فشار بر او خوانده شده، شده است.</p>
<p>بازداشت افراد به‌دلیل ابراز نظر، فعالیت مدنی یا انتشار مطالب انتقادی، از جمله موضوعاتی است که در سال‌های اخیر نگرانی نهادهای حقوق بشری درباره وضعیت آزادی بیان در افغانستان را افزایش داده است.</p>
<p>تا زمان انتشار این گزارش، واکنش رسمی طالبان درباره بازداشت مژده اوزبیک و اتهامات مطرح‌شده درباره وضعیت او در دسترس نیست.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10761/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اطلاعیه رهبری سازمان حمایت از جامعه مدنی و خبرنگاران Leadership Announcement of the Civil Society and Journalists Advocacy Organization</title>
		<link>https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10759/</link>
					<comments>https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10759/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[csjao]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 07 Oct 2026 08:24:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی‌فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگی]]></category>
		<category><![CDATA[فعالیت‌های مدنی]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه زنان]]></category>
		<category><![CDATA[اطلاعیه رهبری سازمان حمایت از جامعه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://csjao-b-afg.org/?p=10759</guid>

					<description><![CDATA[با توجه به تغییرات بنیادین ایجادشده در لوگوی سازمان، از این پس *سازمان حمایت از جامعه مدنی و خبرنگاران* با آرم و لوگوی جدید و رسمی فعالیت خواهد کرد و لوگوی جدید جایگزین لوگوی پیشین شده است. از این‌رو از تمامی مسوولان محترم جنبش‌ها، نهادها، نمایندگی‌ها،و همکاران سازمان صمیمانه خواهشمندیم از این پس در تمامی &#8230; <a href="https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10759/" class="more-link">ادامه مطلب</a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>با توجه به تغییرات بنیادین ایجادشده در لوگوی سازمان، از این پس *سازمان حمایت از جامعه مدنی و خبرنگاران* با آرم و لوگوی جدید و رسمی فعالیت خواهد کرد و لوگوی جدید جایگزین لوگوی پیشین شده است.</p>
<p>از این‌رو از تمامی مسوولان محترم جنبش‌ها، نهادها، نمایندگی‌ها،و همکاران سازمان صمیمانه خواهشمندیم از این پس در تمامی فعالیت‌ها، برنامه‌ها، اطلاع‌رسانی‌ها، اسناد، مکاتبات، گزارش‌ها و مطالب مرتبط، صرفاً از لوگوی جدید و رسمی سازمان استفاده نمایند.</p>
<p>1_استفاده از لوگوی پیشین سازمان در اسناد، اطلاعیه‌ها، پوسترها، برنامه‌ها و مطالب رسمی از این پس مجاز نیست.</p>
<p>2_تمامی مسوولان و نمایندگان سازمان موظف‌اند در طراحی و انتشار مطالب رسمی، نسخه جدید و تأییدشده لوگو را مورد استفاده قرار دهند.</p>
<p>3_در صورت تهیه یا بازنشر هرگونه پوستر، اعلامیه، گزارش، کارت شناسایی، گواهی‌نامه یا محتوای رسانه‌ای، رعایت هویت بصری و استفاده صحیح از لوگوی جدید ضروری است.</p>
<p>4_از مسئولان محترم درخواست می‌شود در صورت مشاهده استفاده از لوگوی قدیمی در فعالیت‌های مرتبط با سازمان، نسبت به اصلاح و جایگزینی آن اقدام نمایند تا از هرگونه ابهام در معرفی رسمی سازمان جلوگیری شود.</p>
<p>5_این تغییر صرفاً در راستای اطلاع رسانی، هویت بصری و انسجام بیشتر فعالیت‌های سازمان صورت گرفته است و تمامی بخش‌ها و مسئولان سازمان مکلف‌اند از این پس لوگوی جدید را به‌عنوان نشان رسمی و معتبر سازمان به رسمیت بشناسند.</p>
<p>از همکاری توجه و همراهی صمیمانه تمامی مسئولان، اعضا، همکاران و نهادهای مرتبط در راستای رعایت این تغییر، صمیمانه سپاسگزاریم.</p>
<p>رهبری سازمان حمایت از جامعه مدنی و خبرنگاران CSJAO</p>
<p>&nbsp;</p>
<h1 style="text-align: left;">Official Announcement from the Leadership of the Civil Society and Journalists Support Organization (CSJAO)</h1>
<p style="text-align: left;">In light of the fundamental changes made to the organization’s logo, the <strong>Civil Society and Journalists Support Organization (CSJAO)</strong> will, from now on, operate under its new and official emblem and logo. The new logo has replaced the organization’s previous logo.</p>
<p style="text-align: left;">Therefore, we sincerely request all respected officials of movements, institutions, representatives, and colleagues of the organization to use <strong>only the new and official logo</strong> in all activities, programs, announcements, documents, correspondence, reports, and related materials from now on.</p>
<p style="text-align: left;"><strong>1.</strong> The use of the organization’s previous logo in official documents, announcements, posters, programs, and materials is no longer permitted.</p>
<p style="text-align: left;"><strong>2.</strong> All officials and representatives of the organization are required to use the new and approved version of the logo when designing and publishing official materials.</p>
<p style="text-align: left;"><strong>3.</strong> When preparing or republishing any poster, announcement, report, identification card, certificate, or media content, compliance with the organization’s visual identity and the proper use of the new logo is essential.</p>
<p style="text-align: left;"><strong>4.</strong> All respected officials are requested, upon observing the use of the old logo in activities related to the organization, to take the necessary steps to correct and replace it in order to prevent any confusion regarding the organization’s official identity.</p>
<p style="text-align: left;"><strong>5.</strong> This change has been made solely for the purpose of improving information dissemination, strengthening the organization’s visual identity, and ensuring greater consistency in its activities. All departments and officials of the organization are therefore required, from now on, to recognize and use the new logo as the organization’s official and valid emblem.</p>
<p style="text-align: left;">We sincerely appreciate the cooperation, attention, and continued support of all officials, members, colleagues, and affiliated institutions in observing and implementing this change.</p>
<p style="text-align: left;"><strong>Leadership of the Civil Society and Journalists Support Organization (CSJAO)</strong></p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://csjao-b-afg.org/2026/10/07/10759/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سمینار بین‌المللی دادخواهی حقوق بشر در دانشگاه تورنتو برگزار شد</title>
		<link>https://csjao-b-afg.org/2026/10/06/10750/</link>
					<comments>https://csjao-b-afg.org/2026/10/06/10750/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[csjao]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 Oct 2026 12:28:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[خبر]]></category>
		<category><![CDATA[تورنتو]]></category>
		<category><![CDATA[دادخواهی حقوق بشر در دانشگاه تورنتو]]></category>
		<category><![CDATA[سمینار بین‌المللی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://csjao-b-afg.org/?p=10750</guid>

					<description><![CDATA[&#160; تورنتو، کانادا سمینار بین‌المللی دادخواهی حقوق بشر روز یک‌شنبه، ۴ اکتوبر ۲۰۲۶، با حضور فعالان مدنی و حقوق بشری، مدافعان حقوق زنان، نمایندگان نهادهای دانشجویی و اعضای جوامع دیاسپورا از هشت کشور در دانشگاه تورنتو برگزار شد. این سمینار از سوی شبکه جهانی مبارزه با افراط‌گرایی (WAEN) برگزار شده بود و هدف آن، آموزش &#8230; <a href="https://csjao-b-afg.org/2026/10/06/10750/" class="more-link">ادامه مطلب</a>]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<p>تورنتو، کانادا سمینار بین‌المللی دادخواهی حقوق بشر روز یک‌شنبه، ۴ اکتوبر ۲۰۲۶، با حضور فعالان مدنی و حقوق بشری، مدافعان حقوق زنان، نمایندگان نهادهای دانشجویی و اعضای جوامع دیاسپورا از هشت کشور در دانشگاه تورنتو برگزار شد.</p>
<p>این سمینار از سوی شبکه جهانی مبارزه با افراط‌گرایی (WAEN) برگزار شده بود و هدف آن، آموزش مهارت‌های دادخواهی و تقویت ظرفیت فعالان مدنی برای پی‌گیری مسائل حقوق بشری در سطح ملی و بین‌المللی عنوان شده است.</p>
<p>در این برنامه، موضوعاتی از جمله دادخواهی استراتژیک، مبارزات مدنی خشونت‌پرهیز، رهبری و مدیریت نهادهای غیرانتفاعی، روند ایجاد و ثبت سازمان‌های مدنی در کانادا و شیوه‌های جذب منابع مالی مورد بحث و آموزش قرار گرفت.</p>
<p>برگزارکنندگان گفتند که فعالانی از کشورهای مختلف در این برنامه حضور داشتند و در جریان نشست‌ها، وضعیت جوامع مرتبط با کشورهایی از جمله افغانستان، ایران، پاکستان، چین و اوکراین نیز مورد توجه قرار گرفت.</p>
<p>مسائل حقوق زنان و محدودیت‌های آموزشی در افغانستان، وضعیت حقوق بشر در ایران، فعالیت‌های مدنی جوامع مهاجر و چالش‌های ناشی از جنگ و اقتدارگرایی از جمله موضوعاتی بود که در محورهای آموزشی و گفت‌وگوهای این سمینار مطرح شد.</p>
<p>بخش دیگری از برنامه به آموزش فعالیت‌های مدنی در کانادا اختصاص داشت. شرکت‌کنندگان درباره ساختار سازمان‌های غیرانتفاعی، مدیریت نهادهای مدنی، روندهای قانونی ایجاد سازمان و راه‌های تأمین منابع مالی برای پروژه‌های حقوق بشری آموزش دریافت کردند.</p>
<p>شبکه جهانی مبارزه با افراط‌گرایی همچنین برای شماری از شرکت‌کنندگان، به‌ویژه دانشجویان و پناهجویانی که با محدودیت‌های اقتصادی روبه‌رو هستند، بورسیه‌های کامل یا محدود در نظر گرفته بود. هزینه عادی ثبت‌نام در این برنامه ۱۵۰ دالر کانادایی اعلام شده بود.</p>
<p>این سمینار در کنار بخش آموزشی، فرصتی برای شبکه‌سازی میان فعالان جوامع مختلف دیاسپورا نیز فراهم کرد. شرکت‌کنندگان با تبادل تجربه درباره فعالیت‌های مدنی و حقوق بشری، زمینه ایجاد ارتباط و همکاری‌های احتمالی در آینده را فراهم کردند.</p>
<p>برگزارکنندگان هدف از برگزاری این برنامه را تقویت ظرفیت فعالان مدنی و ایجاد دسترسی بیشتر آنان به ابزارهای قانونی، آموزشی و ارتباطی برای پیشبرد فعالیت‌های دادخواهی عنوان کردند.</p>
<p>&nbsp;</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://csjao-b-afg.org/2026/10/06/10750/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
