نویسنده “تایپ احمد ”
فعال مدنی و خبرنگار بودن شغل یا وظیفه رسمی نیست، بلکه رسالتی اجتماعی و اخلاقی است. کسی که این راه را انتخاب میکند، آگاهانه مسئولیت دفاع از حقیقت، دادخواهی و بازتاب صدای مردم را بر عهده میگیرد.
این رسالت بهویژه در جامعهی که آزادی بیان محدود و حقوق شهروندان پایمال میشود، اهمیت دوچندان پیدا میکند. خبرنگار و فعال مدنی در چنین شرایطی نهتنها روایتگر واقعیت، بلکه حافظ حافظه جمعی و وجدان بیدار جامعه نیز به شمار میرود.
در این شکی نیست که کار در حوزه جامعه مدنی و خبرنگاری زیر حاکمیتهای استبدادی همواره با خطر همراه بوده است. تهدید، بازداشت، شکنجه، سانسور، محرومیت از کار، فشار بر خانواده و حتی خطر از دست دادن جان، بخشی از واقعیت تلخ زندگی در این مسیر است. از همین رو، ترک وطن برای شماری راهی برای حفظ جان، ادامه فعالیت حرفهای و جلوگیری از خاموش شدن صدای حقیقت بوده است.
با این همه، در سالهای اخیر این برداشت در میان بخشی از جامعه شکل گرفته است که گویا برخی از فعالان مدنی و خبرنگاران، بیش از آنکه دغدغه ماندن در کنار مردم و انجام رسالت حرفهای خود را داشته باشند، فعالیتهایشان را به سکویی برای خروج از کشور تبدیل کردهاند. این برداشت، خواه درست باشد یا نادرست، به اعتماد عمومی نسبت به این دو قشر آسیب میرساند و جای تأمل جدی دارد.
البته باید میان کسانی که برای حفظ جان و ادامه مبارزه ناچار به ترک وطن شدهاند و کسانی که فعالیت مدنی و رسانهای را صرفاً وسیلهای برای مهاجرت میدانند، تفاوت قائل شد. خروج از کشور پایان رسالت نیست بلکه آغاز مرحلهای تازه از مسئولیت است. خبرنگار و فعال مدنی که در فضای امنتر زندگی میکند، همچنان وظیفه دارد صدای مردم بیدفاع و محرومان سرزمینش باشد و ارتباط خود را با دردها و مطالبات جامعه از دست ندهد.
با این حال میشود به سه مورد که مشکل عمده پنداشنه میشود اشاره کرد
۱. کاهش اعتماد عمومی:
وقتی این تصور ایجاد شود که فعالیت مدنی یا خبرنگاری تنها ابزاری برای مهاجرت است، اعتماد مردم به فعالان این حوزه کاهش مییابد و اعتبار جامعه مدنی آسیب میبیند.
۲. فاصله گرفتن از واقعیتهای جامعه:
برخی از فعالانی که کشور را ترک میکنند، بهتدریج از مسائل روزمره مردم فاصله میگیرند و تحلیلها و مواضع آنان دیگر بازتابدهنده واقعیتهای میدانی نیست.
۳. تضعیف نهادهای مدنی و رسانهای:
خروج گسترده نیروهای متخصص، جامعه را از تجربه، دانش و ظرفیتهای ارزشمند محروم میکند و روند نهادسازی و آگاهیبخشی را با چالش روبهرو میسازد.
در نتیجه میشود گفت که جامعه مدنی و رسانه زمانی اثرگذار خواهند بود که رسالت خود را فراتر از مرزهای جغرافیایی تعریف کنند. اگرچه حفظ جان و امنیت حق طبیعی هر انسان است و در بسیاری از موارد ترک وطن اجتنابناپذیر بوده است، اما این تصمیم نباید به معنای پایان مسئولیت اجتماعی باشد.
راهکار اساسی، حفظ پیوند مستمر با مردم، ادامه اطلاعرسانی حرفهای، دادخواهی برای حقوق شهروندان، حمایت از خبرنگاران و فعالان داخل کشور، و پرهیز از استفاده ابزاری از عنوان «فعال مدنی» یا «خبرنگار» برای منافع شخصی است.
رسالت واقعی این دو قشر آن است که در هر کجا که باشند، صدای مردم باقی بمانند؛ زیرا خبرنگاری و فعالیت مدنی، پیش از آنکه نردبانی برای خروج از وطن باشد، تعهدی برای خدمت به جامعه و پاسداری از ارزشهای آن است.
