گزارش “آرزو عفوری”
صدیقه دختر جوان ترکمن از قریه موریچاق ولسوالی بالامرغاب ولایت بادغیس نزدیک به دو سال است که در زندان بهسر میبرد سرنوشتی سیاه که به گفته خانوادهاش از زمانی آغاز شد که او در کودکی حاضر نشد به ازدواج اجباری تن بدهد.ماجرای صدیقه به سال ۱۳۹۸ برمیگردد زمانی که او تنها ۹ سال داشت. پس از مشکلات خانوادگی و اعتیاد پدرش خانواده او در خانه مولوی خداینظر فردی بانفوذ و حامی طالبان در آن منطقه، زندگی میکردند.
به گفته نزدیکان صدیقه زمانی که پدر او تصمیم گرفت خانه خداینظر را ترک کند، این فرد مدعی شد که (رجب پدر صدیقه) “۴۰۰” هزار افغانی به او بدهکار است و در صورت ناتوانی در پرداخت، باید دخترش را به نکاح او بدهد.
مولوی خداینظر بعدها ادعا کرد که صدیقه همسر او است و این ازدواج با رضایت پدرش انجام شده است اما صدیقه این موضوع را رد کرده و گفته است که هیچ نکاحی صورت نگرفته است.
صدیقه در دادگاه گفته بود: «پدرم را حبس کرده بودند و به زور از او وعده گرفته بودند.» او همچنان گفته است که پدرش به دلیل اعتیاد و وضعیت دشوار زندگی، در شرایطی نبوده که بتواند درباره سرنوشت دخترش تصمیم بگیرد و او هرگز به پدرش اجازه وکالت برای ازدواج نداده است.
بر اساس اسناد این پرونده نخستین محکمه طالبان در بالامرغاب در سال ۱۳۹۹ به نفع صدیقه حکم داد و ادعای نکاح را نپذیرفت. پس از بازگشت طالبان به قدرت، محکمه مرافعه بادغیس نیز این تصمیم را تایید کرد. اما پرونده در مراحل بعدی تغییر مسیر داد و دیوان تمیز زون غرب حکم به زندانی شدن صدیقه داد.
خانواده صدیقه میگویند در ادامه از او خواسته شده بود با مولوی خداینظر «مصالحه» کند تا آزاد شود؛ خواستهای که از دید خانوادهاش به معنای پذیرفتن همان ازدواجی است که او از کودکی با آن مخالفت کرده است.
پرونده به قندهار نیز رسید، اما به گفته نزدیکان صدیقه در نهایت دستور بازداشت او صادر شد و او به زندان بادغیس منتقل گردید.
صدیقه همچنان بر موضع خود تأکید دارد: «تا بمیرم هم تن به این نکاح نمیدهم.»
مادر صدیقه میگوید دخترش در زندان با مشکلات جسمی و روحی روبهرو است و از نهادهای حقوق بشری و فعالان میخواهد برای رسیدگی به پرونده او اقدام کنند.
