گزارش “سامعه علمیار”
کشف اجساد شماری از شهروندان افغانستان در ریگزارهای ولسوالی چهاربرجک ولایت نیمروز بار دیگر یکی از تلخترین واقعیتهای مهاجرت را پیش چشم جامعه گذاشت؛ واقعیتی که در آن برای بسیاری از شهروندان افغانستان رسیدن به مرز نه آغاز یک زندگی تازه بلکه پایان زندگی است. این حادثه تنها روایت جان باختن چند مهاجر در دل بیابان نیست بلکه تصویری از بحرانی است که سالهاست هزاران شهروند افغانستان را به ترک خانه و عبور از مسیرهای مرگبار قاچاق واداشته است.
براساس گزارشهای منتشرشده این افراد در قالب یک گروه برای رسیدن به ایران از مسیرهای غیررسمی وارد بیابانهای نیمروز شده بودند، اما در جریان این سفر ناپدید شدند. پس از چند روز اجساد شماری از آنان در منطقه گرد لالوی ولسوالی چهاربرجک پیدا شد. تصاویر منتشرشده از محل رویداد تنها بخشی از ابعاد این فاجعه را نشان میدهد؛ انسانهایی که در جستوجوی آیندهای امنتر جان خود را در یکی از خشکترین و خطرناکترین مسیرهای مرزی از دست دادند.
این رویداد واکنش نهادهای بینالمللی را نیز برانگیخت. ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان با ابراز همدردی با خانوادههای قربانیان این حادثه را «هولناک» توصیف کرد و تأکید کرد که جامعه جهانی باید به جای پرداختن صرف به پیامدهای این حوادث ریشههای مهاجرتهای ناامیدانه و پرخطر شهروندان افغانستان را بررسی کند. او در پیامی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که باید به عواملی پرداخته شود که انسانها را وادار میکند جان خود را در چنین مسیرهایی به خطر بیندازند.
سازمان بینالمللی مهاجرت نیز با ابراز نگرانی از این رویداد، جان باختن این شهروندان را «تراژدی عمیق» خواند؛ توصیفی که نشان میدهد این حادثه تنها یک اتفاق مرزی نیست بلکه بخشی از بحرانی گستردهتر است که سالهاست ادامه دارد و هر بار قربانیان تازهای بر جای میگذارد.
در سالهای اخیر بحران اقتصادی، افزایش فقر، بیکاری، کاهش فرصتهای شغلی و محدودیتهای گسترده در بخشهای مختلف زندگی بسیاری از شهروندان افغانستان را در برابر انتخابی دشوار قرار داده است. برای شماری از آنان مهاجرت دیگر یک تصمیم برای ساختن آیندهای بهتر نیست، بلکه آخرین راه برای فرار از بنبستی است که در آن امید به بهبود زندگی روزبهروز کمرنگتر میشود. در چنین شرایطی نبود مسیرهای امن و قانونی برای مهاجرت بسیاری را به سوی شبکههای قاچاق انسان و مسیرهای غیررسمی سوق داده است؛ مسیرهایی که تشنگی، گرمای شدید، گمشدن در بیابان و نبود امکانات اولیه، همواره جان مهاجران را تهدید میکند.
مرگ در ریگزارهای نیمروز نخستین حادثه از این دست نیست. در سالهای گذشته نیز بارها گزارشهایی از جان باختن شهروندان افغانستان در بیابانها، مناطق مرزی و مسیرهای قاچاق منتشر شده است؛ گزارشهایی که پس از چند روز از چرخه خبر خارج میشوند اما خانوادههای قربانیان پیامدهای آن را تا سالها با خود حمل میکنند. بسیاری از این خانوادهها نه تنها عزیزان خود را از دست میدهند بلکه هرگز فرصت وداع یا حتی دانستن آخرین لحظههای زندگی آنان را نیز پیدا نمیکنند.
این حادثه بار دیگر نشان میدهد که مرگ مهاجران در مرزها، رویدادی اتفاقی یا استثنایی نیست، بلکه نتیجه تداوم شرایطی است که بسیاری از شهروندان افغانستان را به انتخاب مسیرهای پرخطر سوق میدهد. تا زمانی که عوامل اصلی مهاجرت، از بحران اقتصادی و محدودیت فرصتهای زندگی گرفته تا نبود راههای امن و قانونی برای جابهجایی، پابرجا بماند، بیم آن میرود که ریگزارهای مرزی همچنان شاهد قربانیان تازه باشند. اجساد بهجامانده در دشتهای نیمروز، تنها پایان یک سفر نافرجام نیست؛ آنها نشانه بهای سنگینی هستند که شماری از شهروندان افغانستان برای جستوجوی امنیت، کار و امید به آینده میپردازند.
