صدها کارگر معادن در ولایت بدخشان با برگزاری تجمع اعتراضی، خواستار بازگشایی معادنی شدند که پس از اعمال محدودیتهای جدید طالبان درباره استخراج غیرمجاز، فعالیت آنها متوقف شده است. کارگران میگویند توقف کار معادن، هزاران خانواده را که وابسته به درآمد روزانه این بخش هستند، با مشکلات شدید اقتصادی روبهرو کرده است.
بر اساس گزارش رسانههای محلی و اظهارات شماری از کارگران، برخی معترضان هنگام تجمع با برخورد نیروهای طالبان مواجه شدهاند. شماری از آنان مدعی شدهاند که تهدید شده و مقامهای محلی حاضر به گفتوگو مستقیم با نمایندگان کارگران نشدهاند. این ادعاها تاکنون بهصورت مستقل از سوی منابع بیطرف تأیید نشده و طالبان نیز تا زمان نشر این گزارش واکنش رسمی در این مورد ارائه نکرده است.
اعتراضها پس از اجرای محدودیتهای تازه درباره استخراج معادن بدون مجوز شکل گرفته است. طالبان اعلام کردهاند که هدف این اقدامات، جلوگیری از استخراج غیرقانونی، تنظیم منابع معدنی و افزایش کنترل بر عواید این بخش است. با این حال، کارگران میگویند اجرای این تصمیم بدون ایجاد برنامه حمایتی برای نیروی کار وابسته به معادن، شمار زیادی از خانوادهها را با خطر بیکاری و کاهش درآمد مواجه کرده است.
بدخشان از جمله ولایتهایی است که اقتصاد بخشهایی از آن به فعالیتهای معدنی وابسته است. نبود فرصتهای شغلی گسترده و وابستگی بسیاری از خانوادهها به کارهای روزمزدی سبب شده است که تغییرات ناگهانی در سیاستهای مربوط به معادن، پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گستردهای در پی داشته باشد.
این ولایت در سالهای گذشته نیز شاهد اعتراضها و تنشهای اجتماعی مرتبط با مسائل اقتصادی، مدیریت منابع طبیعی و سیاستهای محلی بوده است. در برخی موارد، اختلافها بر سر شیوه مدیریت منابع و اجرای تصمیمهای حکومتی باعث افزایش نارضایتی میان باشندگان محلی شده است.
کارشناسان اقتصادی هشدار میدهند که توقف فعالیتهای معدنی، بدون ایجاد فرصتهای کاری جایگزین، میتواند به افزایش فقر، مهاجرت نیروی کار و تشدید نارضایتی اجتماعی در مناطق معدنخیز افغانستان منجر شود.
از دیدگاه نهادهای حقوق بشری، حکومتها و مقامهای حاکم مسئولیت دارند در برخورد با اعتراضهای اقتصادی، میان اجرای قوانین و احترام به حقوق اساسی شهروندان، از جمله حق بیان مسالمتآمیز مطالبات و حق برخورداری از معیشت، توازن ایجاد کنند.
کارگران معترض میگویند خواسته اصلی آنان ادامه فعالیت قانونی معادن و فراهم شدن زمینه کار است؛ آنان تأکید دارند که تصمیمهای مربوط به منابع طبیعی نباید بدون در نظر گرفتن وضعیت زندگی هزاران خانواده وابسته به این بخش اجرا شود.
شعر پایانی
برای کارگر معدن
در این شبِ سردِ کوهستان،
صدای کلنگ تو هنوز
از دلِ خاموشِ سنگ میآید؛
صدایی که میگوید:
«زندهام،
اگرچه سهم من از جهان
تنها لقمهای نان و دستی پینهبسته است.»
ای مردِ معدن،
تو در تاریکیِ تونلها
چراغی از امید روشن کردهای؛
کسانی که بر سفرهٔ تو
سایهٔ قدرت افکندهاند،
نمیدانند
که ریشهٔ این خاک
با عرقِ تو جان گرفته است.
روزی خواهد رسید
که صبح،
از پشتِ همین کوههای بلند طلوع کند؛
و دستهای خستهٔ تو
نه برای گداییِ کار،
که برای ساختنِ فردا بلند شود.
مگذار بگویند
سنگ از تو سختتر است؛
سنگ اگر شکسته میشود،
به ضربهٔ توست؛
اما دلِ انسان
با امید دوباره جوانه میزند.
ای کارگر،
نام تو را بادها خواهند برد؛
زیرا تاریخ را تنها شاهان نمینویسند،
گاهی
دستهای خاکآلودِ مردمانی چون تو
بر صفحهٔ زمان
روشنترین واژهها را مینویسد.
